تحلیل جامع تحولات منطقه ۲۳ اسفند ۱۴۰۴ | غافلگیری در غزه؛ طوفان الاقصی از خاکستر خود برخاست
از تنگه هرمز تا سواحل مدیترانه، از صحرای نقره تا دشتهای عراق، حماسهای بیبدیل در حال رقم خوردن است. در ۲۳ اسفند ۱۴۰۴، محور مقاومت با فرماندهی واحد و عملیاتهای هماهنگ ایران، لبنان، عراق، فلسطین و یمن، جنگی تمامعیار و چندجبههای را بر دشمن تحمیل کرد. این خیزش یکپارچه، ضمن به استیصال کشاندن دشمن صهیونیستی و حامیان آمریکاییاش، تحقق وعده صادق و پیروزی نهایی را بیش از هر زمان دیگری در دسترس قرار داده است.
فهرست مطالب
Toggleآغاز درگیری گسترده و تشدید تنشها
در تاریخ 23 اسفند 1404 منطقه غرب آسیا وارد مرحله جدیدی از درگیری نظامی تمامعیار شد. این تحولات با انفجارهای شدیدی که شهر بئرالسبع در اراضی اشغالی را به لرزه درآورد، آغاز گردید.
بلافاصله پس از این حملات که صحرای نقره و مواضع نظامی در بئرالسبع را هدف قرار داد، دامنه تهاجم به تلآویو نیز کشیده شد. این عملیات با شلیک موشکهای ایرانی در یک همکاری هماهنگ و راهبردی با مقاومت اسلامی لبنان صورت گرفت و مواضع کلیدی در عمق خاک دشمن را هدف قرار داد.
در ادامه این حملات، امواج جدیدی از موشکها و پهپادها مرکز و شمال اراضی اشغالی را زیر آتش سنگین قرار دادند. این حملات بخشی از یک راهبرد گستردهتر برای انهدام زیرساختهای حیاتی دشمن در سراسر منطقه است و سهم رژیم صهیونیستی به صورت کامل در این چارچوب پرداخت میگردد. این نبرد، رویارویی مستقیم میان ایران و محور عبری-غربی-عربی-ترکی است.
جبهه اقتصادی: تنگه هرمز و پیامدهای جهانی
یکی از مهمترین ابعاد این درگیری، جبهه اقتصادی است که با بسته شدن تنگه هرمز توسط ایران، ابعاد جهانی به خود گرفته است. ایران با کنترل کامل بر این شاهراه حیاتی انرژی، عملاً غرب و متحدانش را تحریم کرده است.
این اقدام، یک پاسخ مستقیم به سالها تحریم اقتصادی علیه ایران بوده و اکنون معادله را معکوس کرده است. اولین تأثیر این اقدام، جهش قیمت جهانی نفت است.
بهای طلای سیاه با عبور از مرزهای روانی، در مسیر رسیدن به بالای ۱۳۰ دلار برای هر بشکه قرار گرفته است. این افزایش قیمت، فشار اقتصادی شدیدی را بر دولت آمریکا و متحدانش وارد کرده و باعث نارضایتی داخلی در این کشورها، از جمله کوچکتر شدن سفره حامیان ترامپ در آمریکا، شده است.
به عنوان مثال، در سیدنی استرالیا قیمت گازوئیل به لیتری ۳ دلار و بنزین به لیتری ۲.۷۵ دلار رسیده است که این تنها آغاز فشارهای اقتصادی بر دشمنان ایران است.
همچنین بحرانی ثانویه و فاجعهبارتر در حال شکلگیری است. تنگه هرمز مسیر عبور ۳۵ درصد از اوره جهان است که یک عنصر حیاتی برای تولید کودهای کشاورزی محسوب میشود. قطع شدن عرضه اوره برای چند ماه، به یک بحران غذایی تمامعیار در سراسر جهان منجر خواهد شد، زیرا تولید محصولات کشاورزی به شدت کاهش مییابد.
این موضوع فشار بینالمللی بر دولت آمریکا را دوچندان میکند، چرا که امنیت غذایی جهانی به خطر افتاده است. ترامپ که پیش از این با ارسال ناو هواپیمابر و یک زیردریایی ۱۱ میلیارد دلاری قصد بازگشایی تنگه با زور نظامی را داشت، پس از آسیب دیدن شدید زیردریایی خود، مجبور به عقبنشینی شده و اکنون در یک بنبست کامل راهبردی گرفتار آمده است.
تلاشهای او برای باز کردن تنگه هرمز راه به جایی نبرده و تهدیدهای او بیاثر مانده است، زیرا هرگونه اقدام نظامی بیشتر، به آتش کشیده شدن تمام زیرساختها و سرمایههای شرکتهای آمریکایی در منطقه را در پی خواهد داشت.
هدفگیری پایگاههای نظامی آمریکا و متحدان منطقهای
در پاسخ به تجاوزات نظامی آمریکا، نیروهای مسلح ایران حملات دقیق و کوبندهای را علیه پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه به اجرا گذاشتهاند. این حملات با هدف مخدوش کردن توان عملیاتی ارتش تروریستی آمریکا و ارسال پیامی روشن به کشورهای میزبان این پایگاهها طراحی شده است.
در عربستان سعودی، یک حمله موشکی ایران به پایگاه هوایی امیر سلطان، منجر به آسیب دیدن پنج فروند هواپیمای سوخترسان نیروی هوایی آمریکا شد.
اگرچه این هواپیماها به طور کامل منهدم نشدند، اما توان عملیاتی ناوگان سوخترسان آمریکا در منطقه با این حمله به شدت تضعیف شد و تعداد کل هواپیماهای سوخترسان آسیبدیده یا از دست رفته آمریکا به حداقل هفت فروند رسید.
در امارات متحده عربی، نیروی دریایی سپاه پاسداران طی موج ۴۵ عملیات «وعده صادق ۴» پایگاه هوایی الظفره را که مقر تروریستهای آمریکایی است، با موشکهای بالستیک نقطهزن و کروز هدف قرار داد.
در این عملیات تهاجمی، رادارهای هشدار اولیه، مراکز فرماندهی و کنترل آتش و مرکز تجمع نیروهای آمریکایی با دقت منهدم شدند. حملات به همین نقطه محدود نماند و در موج چهل و نهم عملیات با رمز «یارسول الله» پایگاههای الظفره، شیخ عیسی و العدیری نیز به صورت همزمان زیر آتش سنگین موشکی و پهپادی قرار گرفتند.
در پایگاه شیخ عیسی، رادارهای پاتریوت، برج کنترل، آشیانههای هواپیما، رمپ مرکزی و مخازن سوخت هواگردها منهدم و در آتش سوختند. در پایگاه بالگردی العدیری نیز سولههای تجهیزات، محل تجمع نیروها و سولههای نگهداری بالگرد هدف قرار گرفته و نابود شدند.
این حملات پس از آن صورت گرفت که ارتش متجاوز آمریکا از خاک امارات برای حمله موشکی به جزایر ایرانی بوموسی و خارک استفاده کرد.
قرارگاه مرکزی خاتمالانبیاء(ص) به سران امارات هشدار داده است که ایران حق مشروع خود میداند تا مبدأ شلیک موشکهای دشمن آمریکایی را که در بنادر، اسکلهها و مخفیگاههای نظامی در شهرهای امارات پنهان شدهاند، هدف قرار دهد. از مردم مسلمان امارات خواسته شده است تا این مناطق را تخلیه کنند تا آسیبی به آنها نرسد.
گسترش میدان نبرد: ورود بازیگران جدید و ابعاد سایبری
جبهه نبرد علیه محور غربی-عبری تنها به مرزهای ایران محدود نمیشود و با اعلام آمادگی متحدان راهبردی، در حال گسترش است. محمد البخیتی، عضو دفتر سیاسی جنبش انصارالله یمن، رسماً اعلام کرده است که تصمیم برای جنگیدن در کنار ایران گرفته شده و نیروهای یمنی دستشان روی ماشه است.
ورود یمن به این جنگ که زمان و نحوه آن در اتاقهای عملیات ارتش یمن تعیین خواهد شد، جبهه جدید و گستردهای را علیه دشمنان باز میکند و فشار نظامی بر آنها را به شکل قابل توجهی افزایش میدهد.
همزمان با نبرد در میدانهای فیزیکی، جنگ در ابعاد اطلاعاتی و سایبری نیز با شدت ادامه دارد. ارتش جمهوری اسلامی ایران در بیانیه شماره ۲۷ خود اعلام کرد که یگانهای پهپادی، مراکز حساس اطلاعاتی و سایبری رژیم صهیونیستی را هدف حملات دقیق قرار دادهاند. این اهداف شامل سازمان اطلاعات نظامی «امان» واحد عملیات سایبری ۸۲۰۰ و مراکز پردازش داده این رژیم میشوند.
واحد ۸۲۰۰ مسئولیت جمعآوری اطلاعات سیگنالی، رهگیری ارتباطات دیجیتال و اجرای عملیاتهای سایبری تهاجمی را بر عهده دارد و حمله به آن، ضربهای مهلک به تواناییهای اطلاعاتی و جاسوسی رژیم صهیونیستی است.
این عملیات پهپادی با هدف انتقام خون فرماندهان و هموطنان شهید ایرانی صورت گرفته و تا تحقق کامل اهداف ادامه خواهد داشت.
جنگ روانی و ارزیابی راهبردی طرفین درگیر
بخشی از این منازعه در حوزه جنگ روانی و ارزیابیهای راهبردی جریان دارد. رئیس جمهور آمریکا، دونالد ترامپ، به عنوان فردی «کودن» و «ابله» توصیف میشود که درک درستی از جنگ و پیامدهای آن ندارد.
حمله به جزیره خارک نمونه بارز این بیاطلاعی راهبردی است. او تصور میکرد خارک یک میدان نفتی است، در حالی که این جزیره تنها یک پایانه صادرات نفت است و تأسیسات اصلی استخراج در نقاط دیگری از خاک و آبهای سرزمینی ایران قرار دارند.
حمله به یک پایانه، هرچند خسارتبار، تأثیری بر توان تولید نفت ایران ندارد. در مقابل، پاسخ ایران به این حمله، هدف قرار دادن بندر نفتی و حیاتی الفجیره در امارات بود.
این حمله پهپادی باعث آتشسوزی گسترده و تعلیق عملیات بارگیری نفت در این بندر شد و توان صادراتی امارات را به شدت مختل کرد. این پاسخ نشاندهنده برتری راهبردی و اطلاعاتی ایران در انتخاب اهداف است.
از سوی دیگر، راهبرد ایران در این جنگ، یک راهبرد حسابشده است. با وجود توانایی شلیک روزانه صدها موشک و پهپاد به اراضی اشغالی یا زیرساختهای آمریکا، ایران از این کار خودداری میکند.
این رویکرد نشاندهنده یک دیدگاه منطقی برای مدیریت تنش و جلوگیری از یک جنگ تمامعیار و غیرقابل کنترل است، در حالی که اهداف راهبردی خود را با حملات دقیق و مؤثر دنبال میکند.
این در حالی است که اسرائیل که ادعای ابرقدرتی دارد، در عمل نشان داده است که بدون حمایت آمریکا «هیچ نیست» و لافهای نتانیاهو در برابر واقعیتهای میدان نبرد رنگ باخته است.
توازن قوا در خلیج فارس و تعاملات بینالمللی
کنترل هوشمند و کامل نیروی دریایی سپاه بر تنگه هرمز، توازن قوا در منطقه را به نفع ایران تغییر داده است. عبور نفتکشها و کشتیهای تجاری متعلق به متجاوزان و همپیمانان آنها از این تنگه ممنوع است و هرگونه تلاشی برای تردد با پاسخ قاطع مواجه خواهد شد.
این تسلط، ابزار قدرتمندی برای اعمال فشار بر دشمنان و وادار کردن آنها به تمکین در برابر خواستههای مشروع ایران است. نمونه بارز این قدرتنمایی، وادار کردن دولت هند به آزادسازی سه نفتکش ایرانی بود.
دولت هند که یک ماه پیش این نفتکشها را توقیف کرده بود، برای دریافت مجوز عبور یک کشتی حامل LNG از تنگه هرمز، ناچار به آزادسازی فوری نفتکشهای ایرانی شد.
این واقعه نشان میدهد که حتی کشورهایی که در ائتلافهای شرقی مانند بریکس و شانگهای در کنار ایران قرار دارند، تنها با زبان قدرت و «چوب تر» رفتار صحیح را در پیش میگیرند.
در تماس تلفنی وزرای خارجه ایران و هند، طرف ایرانی ضمن تشریح جنایات آمریکا و اسرائیل، بر حق مشروع دفاع از خود تأکید کرد و خواستار ایفای نقش سازنده بریکس برای حمایت از ثبات و امنیت منطقه شد.
گسترش دامنه درگیری به یک جنگ تمامعیار منطقهای
تحولات میدانی در تاریخ 23 اسفند ۱۴۰۴ نشانگر ورود درگیریها به فاز یک جنگ تمامعیار و چندجبههای است. عملیاتهای تهاجمی به صورت هماهنگ و همزمان از سوی ایران، مقاومت اسلامی لبنان، مقاومت اسلامی عراق و مقاومت فلسطین علیه مواضع ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی در سراسر منطقه غرب آسیا در حال اجرا است.
موج پنجاهم عملیات «وعده صادق ۴» با رمز «یازهرا سلام الله علیه» آغاز شد و طی آن، پایگاههای ارتش تروریستی آمریکا در الظفره، فجیره، جفیر، ناوگان پنجم دریایی در بحرین، علی السالم در کویت و الازرق در اردن به همراه رادارهای هشدار اولیه مستقر در منطقه که نقش سپر دفاعی برای رژیم صهیونیستی را ایفا میکنند، هدف حملات پهپادی نقطهزن و انهدامی نیروی هوافضای سپاه پاسداران قرار گرفت.
این حملات به یک جغرافیا محدود نیست و شمال، مرکز و جنوب سرزمینهای اشغالی فلسطین نیز به صورت همزمان هدف حملات سنگین موشکی و پهپادی قرار گرفته است که بیانگر سطح بالای هماهنگی میان محور مقاومت است.
این وضعیت، ادعاهای پیشین مقامات آمریکایی مبنی بر نابودی صد درصدی توان نظامی ایران را به طور کامل باطل کرده و استیصال و سرگشتگی را در جبهه مقابل به نمایش گذاشته است. دوره قلدری بینالمللی به پایان رسیده و ضربات سهمگین، کوبنده و متوالی بدون وقفه بر دشمن وارد میشود.
راهبرد انهدام زیرساختهای حیاتی دشمن
یکی از بنیادیترین راهبردهای ایران و محور مقاومت در این نبرد، انهدام زیرساختهای لجستیکی و عملیاتی دشمن، به ویژه در حوزه هوایی است.
هدف اصلی از حملات موشکی به فرودگاه بنگوریون، نابودی و از کار انداختن کامل این فرودگاه به منظور جلوگیری از استقرار و عملیات هواپیماهای سوخترسان آمریکایی است.
انهدام این سوخترسانها روی زمین یک اولویت راهبردی محسوب میشود؛ چرا که حتی کسب یک موفقیت چهل درصدی در این حوزه، به شکل چشمگیری بر حجم آتش و توانایی دشمن برای انجام پروازهای دوربرد جهت بمباران زیرساختها و مناطق مسکونی تأثیر منفی خواهد گذاشت.
در همین راستا، پروازهای ورودی به فرودگاه بنگوریون دچار اختلال جدی شده و هواپیماها در آسمان سرگردان شدهاند. این راهبرد به سرزمینهای اشغالی محدود نیست؛ پایگاه هوایی موفق السلطی در اردن که بیشترین پروازها برای حمله به ایران و عراق از آنجا صورت میگیرد، به عنوان یک هدف راهبردی شناسایی شده و مقدمات یک حمله گسترده و ترکیبی با صدها تیر موشک و پهپاد برای انهدام کامل آن فراهم شده است.
علاوه بر این، در پاسخ به حملات دشمن به تأسیسات فرودگاهی در جزایر خارک و کیش، سیستم رادار و کنترل فرودگاه کویت به صورت کامل منهدم گردیده تا زیرساختهای لجستیکی مورد استفاده دشمن در کشورهای منطقه نیز غیرقابل استفاده شوند.
جبهه شمالی و فرسایش توان رژیم صهیونیستی
مقاومت اسلامی لبنان با سطح آمادگی بینظیر و تاریخی خود، جبهه شمالی فلسطین اشغالی را عرصۀ نبردی تمامعیار و فرسایشی برای ارتش رژیم صهیونیستی کرده است.
فرماندهی مقاومت تمامی تاکتیکها و تکنیکهای خود را برای یک جنگ گسترده و نامتقارن اصلاح و بهروزرسانی کرده است. رزمندگان مقاومت در قالب ۵ محور مقدم و ۵ خط پشتیبانی، یک نبرد متحرک و نوآورانه را به دشمن تحمیل کردهاند. دشمن هیچ درک و شناختی از تاکتیک فعلی مقاومت ندارد و همین امر موجب سردرگمی و دیوانگی آن شده است، به طوری که به جای ضربه زدن به خطوط نبرد، بر اساس عادت خود به سراغ هدف قرار دادن منازل مردم رفته است.
عملیاتهای مقاومت به صورت ساعت به ساعت ادامه داشته و در هر ساعت تا پنج نوبت آژیر حمله موشکی یا پهپادی در شهرکهای شمالی از جمله حیفا و منطقه صنعتی آن به صدا در آمد و شهرکنشینان را وادار به فرار به پناهگاهها میکرد.
این حملات دقیق و حسابشده، منجر به حذف آرام و تدریجی توان ارتش متجاوز میشود. روزانه چندین مقر مهم، تأسیسات راهبردی و زیرساختهای اصلی نظامی دشمن، از جمله پایگاه «تسیبوریت» در شرق حیفا واقع در ۳۵ کیلومتری مرز لبنان، منهدم میشود که بسیاری از آنها در شرایط کنونی قابلیت جایگزینی ندارند. هر انهدام، مسیر را برای حملات دقیقتر و آسانتر بعدی هموارتر میسازد.
انهدام مراکز فرماندهی و اطلاعاتی
یکی از بزرگترین موفقیتهای اطلاعاتی و عملیاتی در این جنگ، انهدام مقر مخفی سازمان جاسوسی موساد در منطقه «بیت شمس» بوده است. این مقر که تحت شدیدترین تدابیر حفاظتی قرار داشت، با یک موشک ضد استحکامات ایرانی با دقت هرچه تمامتر هدف قرار گرفت و به طور کامل در هم کوبیده شد.
در لحظه اصابت موشک، بالغ بر ۲۲۵ افسر زبده و کارکشته موساد در این مرکز حضور داشتند تا جنگ و عملیاتهای خرابکارانه علیه ایران را مدیریت کنند. شدت انهدام به حدی بوده است که پس از گذشت دو هفته از زمان حمله، هنوز اجساد متعفن تعدادی از تروریستها از زیر آوار خارج نشده است و تعدادی از افسران موساد در طبقه منفی چهار این ساختمان گیر افتاده و خفه شدهاند.
تلاش دشمن برای وارونه جلوه دادن حقیقت و ادعای اینکه این مکان یک پناهگاه غیرنظامی بوده، یک دروغ آشکار است، چرا که حتی یک نفر زیر ۱۸ سال به عنوان کشته یا زخمی از این نقطه خارج نشده و تمامی تلفات از افسران ارشد موساد بودهاند.
این عملیات نشاندهنده اشراف اطلاعاتی عمیق بر مراکز حساس دشمن و توانایی هدف قرار دادن آنها با دقت بالا است و ضربه روحی و عملیاتی جبرانناپذیری به ساختار اطلاعاتی رژیم صهیونیستی وارد کرده است. شاید این حمله مهمترین حملهای بوده که از ابتدای نبرد رمضان انجام شده است.
گشوده شدن جبهههای جدید و غافلگیری استراتژیک
یکی از مهمترین غافلگیریهای این جنگ برای رژیم صهیونیستی، فعال شدن مجدد جبهه غزه همزمان با حملات موشکی و پهپادی از ایران و لبنان بود.
مقاومت اسلامی فلسطین پس از ۲۹ ماه از آغاز عملیات طوفان الاقصی، با شلیک راکت به سمت شهرکهای صهیونیستنشین اطراف غزه، مجدداً وارد عرصه نبرد فعال شده است.
این اقدام یک هشدار جدی به اشغالگران است که تصور میکردند توانستهاند مقاومت در غزه و لبنان را مهار کرده و تمام تمرکز خود را بر ایران معطوف کنند. اما این تحول نشان داد که توانمندیهای پنهان و آشکار نشده محور مقاومت بسیار بزرگتر از آن چیزی است که دشمن تصور میکرده است.
ورود همزمان تمام بازیگران محور مقاومت به میدان، توان پدافندی و قدرت آفندی رژیم صهیونیستی را به شدت تحلیل برده و آن را در مدیریت همزمان چندین جبهه ناتوان ساخته است.
با احتمال ورود انصارالله یمن به این عرصه، ابعاد نبرد پیچیدهتر و غیرقابل پیشبینیتر خواهد شد و زمینه برای عملیاتهای زمینی جدید و به اسارت گرفتن نیروهای دشمن توسط رزمندگان فلسطینی فراهم میشود.
جنگ اقتصادی: هدف قرار دادن شریانهای مالی و انرژی
بعد دیگری از این نبرد تمامعیار، جنگ اقتصادی و هدف قرار دادن زیرساختهای مالی و انرژی دشمن و حامیان آن است. در همین راستا، به ساکنان امارات متحده عربی هشدار فوری داده شده است تا از محدوده بنادر جبل علی، خلیفه و فجیره فاصله بگیرند، زیرا این مناطق به دلیل حضور و اختفای نیروهای نظامی ایالات متحده در میان تأسیسات غیرنظامی، به اهداف نظامی مشروع تبدیل شدهاند.
در پی این هشدار، حملات پهپادی به تأسیسات ذخیرهسازی نفت در بندر فجیره امارات صورت گرفت که منجر به توقف عملیات بارگیری نفت و آتشسوزیهای گسترده شد.
در اقدامی دیگر، ساختمان مرکزی «سیتی بانک» آمریکا در دبی که یکی از بزرگترین بانکهای آمریکایی است، با یک پهپاد ایرانی به دقت مورد اصابت قرار گرفت.
این حمله در پاسخ به تجاوز دشمن به دو بانک ایرانی صورت گرفته و این پیام را به دشمن مخابره میکند که در صورت تکرار چنین اقداماتی، کلیه شعب بانکهای آمریکایی در منطقه هدف قرار خواهند گرفت.
همچنین، در پی حمله به کارخانجات غیرنظامی ایران و شهادت کارگران، به رژیم آمریکا اخطار داده شده است که کلیه صنایع آمریکایی در منطقه را تخلیه کند، زیرا این صنایع نیز به عنوان اهداف مشروع تلقی خواهند شد.
برتری پدافندی و ناکارآمدی سامانههای دشمن
در عرصه نبرد هوایی و پدافندی، توانمندیهای ایران و محور مقاومت برتری خود را به اثبات رسانده است. سرنگونی یک فروند پهپاد پیشرفته MQ-9 آمریکایی در بندرعباس، نشاندهنده یک جهش کیفی در سامانههای پدافندی است.
این هدفگیری برخلاف موارد پیشین که با سامانههایی مانند ۳۵۸ یا قائم ۱۱۸ صورت میگرفت، با یک سامانه پرقدرت و پرسرعت میانبرد یا برد بلند مانند «سوم خرداد» یا «رعد» انجام شده است که روند سرنگونی پهپادهای پهنپیکر و رزمی دشمن را تسریع میبخشد.
علاوه بر این، در جریان تعرض پهپادهای آمریکایی-صهیونی به آسمان تهران، رزمندگان پدافند هوایی هوافضای سپاه با استفاده از سامانه نوین پدافندی موفق به ساقط کردن سه فروند پهپاد مسلح دشمن، شامل مدلهای اوربیتر و هرمس-۹۰۰ قبل از اجرای عملیات خود شدند.
در جبهه شمالی نیز، پهپادهای مقاومت اسلامی لبنان آزادانه در آسمان منطقه جلیل در شمال فلسطین اشغالی پرواز میکنند. این پهپادها که اغلب دارای موتور الکتریکی و سطح مقطع راداری کوچک هستند، به ندرت رهگیری یا سرنگون میشوند و با موفقیت به اهداف تعیینشده اصابت میکنند. برای هر هدف، دو تا سه پهپاد پرتاب میشود تا از اصابت قطعی حداقل یکی از آنها اطمینان حاصل شود.
نبرد در عراق و اردن: تضعیف حضور نظامی آمریکا
مقاومت اسلامی عراق نیز نقش فعالی در تضعیف حضور نظامی آمریکا در منطقه ایفا میکند. در یکی از مهمترین عملیاتها، رادار پیشرفته Saab Giraffe 1X که بر بالای پادگان سفارت تروریستی آمریکا در بغداد نصب شده بود، منهدم گردید.
سفارت آمریکا در بغداد تنها سفارتخانه در جهان است که به رادار و سامانه پدافندی مجهز بوده و تعداد نظامیان آن بیشتر از دیپلماتهاست و به عنوان مقر جاسوسی و خرابکاری علیه ملتهای منطقه عمل میکند.
انهدام این رادار، مقدمهای برای انهدام کامل این سفارتخانه شر تلقی میشود. علاوه بر عراق، مواضع و مراکز تجمع نیروهای آمریکایی در شمال کویت نیز زیر آتش سنگین موشکها و پهپادهای ایرانی و مقاومت عراق قرار دارد.
این نیروها از این منطقه با استفاده از راکتهای هایمارس به زیرساختهای ایران و مواضع حشدالشعبی حمله میکنند و کشف و انهدام مراکز استقرار آنها در دستور کار جدی قرار دارد.
همچنین برای نخستین بار، شهر اربد در شمال اردن که محل استقرار نیروهای آمریکایی است، هدف حملات موشکی قرار گرفته که نشاندهنده راهبرد تعقیب و انهدام دشمن در هر نقطهای است که اقدام به جابجایی و استقرار میکند.
جنگ روانی و رسانهای با سانسور و ادعاهای متناقض
جبهه مقابل در کنار شکستهای میدانی، به جنگ روانی و سانسور خبری متوسل شده است. ادعای دونالد ترامپ مبنی بر نابودی ۱۰۰ درصد توان نظامی ایران، در حالی که حملات گسترده ایران و متحدانش ادامه دارد، به یک مضحکه تبدیل شده و استیصال و درماندگی او را از گرفتار شدن در این مخمصه نشان میدهد.
در سوی دیگر، رژیم صهیونیستی با اعمال سانسور شدید، از انتشار تصاویر و ویدئوهای مربوط به اصابت دقیق موشکها و حجم واقعی ویرانیها جلوگیری میکند. به عنوان نمونه، از میان انبوه راکتهای شلیکشده توسط حزبالله، سازمان سانسور ارتش اسرائیل فقط اجازه انتشار تصویر اصابت یک راکت به منطقه «کریوت» را میدهد.
این رژیم همچنین تلاش میکند تا واقعیت هولناک اصابت موشکهای بالستیک ایرانی با سر جنگی دو تنی را مخفی نگه دارد. با این حال، روایت جوانان ساکن غزه که از فاصله بیش از ۷۰ کیلومتری شاهد این انفجارها بودهاند، ابعاد ویرانی را به انفجار بمب اتمی تشبیه میکند و دروغگویی دشمن در مورد رهگیری موفقیتآمیز موشکها را افشا میسازد.
در مقابل، در جبهه خودی نیز اقدامات جنگ روانی در جریان است؛ از جمله انتشار هشدارهای مکرر برای تخلیه مناطق مورد هدف و راهاندازی پویشهایی مانند «من امسال چهارشنبه سوری ندارم» برای جلوگیری از سوءاستفاده دشمن و حفظ تمرکز جبهه داخلی بر روی جنگ اصلی.
این نبرد بزرگ، تابلوی تمامنمای انتقام خون پاک شهدا و پاسخ قاطع به دههها جنایت و تجاوز است. خون هر شهید، نهالی است که در خاک این سرزمین مقدس کاشته شده تا امروز درختان تنومند قدرت و عزتی از آن بروید که سایه امنیت و اقتدارش سراسر منطقه را فراگرفته است. دشمن که روزی با قلدری تهدید میکرد، امروز در پشت دیوارهای ترس و استیصال پنهان شده و تنها نظارهگر فروپاشی تدریجی قدرت خود است. این راه ادامه دارد و این ضربات متوقف نخواهد شد تا زمانی که آخرین سرباز متجاوز از منطقه بیرون رانده شود و آیندهای سرشار از استقلال، پیشرفت و عزت برای نسلهای آینده رقم بخورد؛ آیندهای که با خون بهترین فرزندان این آب و خاک تضمین شده است.
دیدگاهتان را بنویسید