تحلیل جامع تحولات منطقه ۱۹ اسفند ۱۴۰۴ | پایان نیمقرن سلطه نظامی با خاکستر شدن سرمایه ۲۵ میلیارد دلاری آمریکا
در حالی که جهان به تنگه هرمز به عنوان شاهرگ حیاتی انرژی مینگرد، دکترین نظامی جدید ایران این آبراه راهبردی را، اهرمی برای تحمیل ارادۀ سیاسی خودش کرده است. مسدودسازی جریان انرژی برای حامیان رژیم صهیونیستی و مشروط کردن امنیت دریانوردی به قطع روابط دیپلماتیک با تلآویو، فاز نوینی از جنگ اقتصادی را گشوده است. انهدام پایگاههای پشتیبانی آمریکا در کشورهای حاشیه خلیج فارس و فلج کردن پالایشگاههای بزرگی همچون «الرویس» نشاندهنده این واقعیت است که هزینۀ حمایت از جنایات صهیونیستها، اکنون به قیمت فروپاشی ثبات اقتصادی حامیان منطقهای و بینالمللی آنها تمام خواهد شد. در این مطلب همراه ما باشید تا تحلیل جامعی بخوانید از تحولات منطقه که در 24 ساعت 19 اسفند 1404 رخ داد.
فهرست مطالب
Toggleراهبرد ویرانسازی هسته مرکزی اراضی اشغالی
ساختار امنیتی و شهری اراضی اشغالی در روند نابودی سیستماتیک و غیرقابل بازگشت قرار گرفته است. شلیک انبوه موشکهای بالستیک سوخت جامد با سر جنگی بسیار سنگین، با وزن 1.5 تا 2 تن، مستقیماً حیاتیترین نقاط تلآویو را به ویرانه تبدیل کرده است. این حملات که در قالب موج 33 عملیات وعده صادق 4 سازماندهی و اجرا شدهاند، با بهرهگیری از موشکهای نقطهزن خیبرشکن، توانمندی سامانههای پدافندی دشمن از جمله گنبد آهنین که سالها آن را به عنوان سامانهای نفوذناپذیر جا زده بودند، مختل کرده است.
شلیک بیش از 10 فروند موشک خیبرشکن به تلآویو در بازه زمانی کوتاهی، نشاندهنده تغییر دکترین نظامی از ضربات هشداردهنده به سمت انهدام زیرساختهای زیستی و شهری دشمن است.
هدف غایی این عملیاتهای مستمر، ایجاد ناامنی و غیرقابل سکونت کردن سراسر فلسطین اشغالی برای شهرکنشینان است تا روند مهاجرت معکوس به کشورهای مبدأ با سرعت و شدت بیشتری محقق شود.
سانسور شدید و سازمانیافته نهادهای امنیتی رژیم صهیونیستی در پنهان کردن تصاویر برخوردها و ابعاد ویرانیها، کارکرد خود را از دست داده است.
اصابت موشکها به پایگاه پنجم نیروی دریایی تروریستهای آمریکایی مستقر در اراضی اشغالی و همچنین حملات موفق پهپادهای انهدامی نیروی هوایی ارتش به پالایشگاههای نفت و گاز و مخازن سوخت در حیفا، شریانهای اقتصادی و نظامی دشمن را دچار مشکل جدی کرده است.
درگیریهای فیزیکی و هرجومرج در فرودگاه بنگوریون در حین فرار صهیونیستها، نماد بارز فروپاشی روانی و اجتماعی این رژیم است. ترکیب حملات موشکی با نفوذ همزمان پهپادها، تاکتیکی است که باعث میشود پرندههای بدون سرنشین از شکافهای ایجاد شده در شبکه پدافندی، جنگندهها و بالگردهای دشمن عبور کرده و اهداف ثانویه را سریعا در غیاب سامانههای پدافندی مختل منهدم سازند.
برخلاف اوایل جنگ، دیگر نیازی به شلیک همزمان موج عظیمی از موشکها و پهپادها برای درگیر کردن سامانه پدافندی نیست، زدن ده تا موشک نقطهزن هم در وضعیت اختلال در سامانههای پدافندی برای تخریب کامل هدفی در تلآویو و حیفا کفایت میکند.
انهدام زیرساختهای نظامی آمریکا در منطقه و تنبیه کشورهای میزبان
پایگاههای نظامی ایالات متحده در کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، از جمله پایگاه العدیری در کویت، سیبل مستقیم و بیدفاع حملات ترکیبی ایران شدهاند.
اجرای عملیاتهای کوبنده با استفاده از دهها فروند پهپاد انهدامی، موشکهای کروز، موشکهای بالستیک تاکتیکی نظیر فتح360و فتح 450، و شلیک حداقل 16 فروند راکت هدایتشونده و نقطهزن فجر 5C، زیرساختهای لجستیکی و عملیاتی ارتش آمریکا را در کویت نابود کرده است.
در این حملات، آشیانهها، مخازن سوخت، انبارهای تسلیحات و دهها فروند بالگرد رزمی و ترابری، به ویژه بالگردهای پنهانکار ویژه عملیاتهای تروریستی، به طور کامل خاکستر شدهاند.
شلیک این تسلیحات از نزدیکترین فواصل جغرافیایی، نظیر سواحل اروند و خور موسی، زمان واکنش را برای سیستمهای هشدار زودهنگام دشمن به صفر رسانده است.
کشورهای میزبان این پایگاهها، به ویژه کویت، شرکای مستقیم جنایات آمریکا و رژیم صهیونیستی محسوب میشوند.
استقرار سامانههای تهاجمی نظیر راکتاندازهای هایمارس و کانتینرهای پرتاب موشکهای بالستیک تاکتیکی M57 ATACMS در بیابانهای کویت، اثباتکننده مداخله آشکار این کشورها در جنگ علیه محور مقاومت است.
این سطح از وابستگی و مزدوری، تبعات راهبردی و وجودی سنگینی برای حاکمان این کشورها به دنبال دارد. استمرار این روند، ساختار سیاسی این کشورها را با تهدیدات بنیادین مواجه ساخته و سناریوهایی نظیر سقوط رژیمهای حاکم، پاکسازی عناصر وابسته و حتی تغییرات ژئوپلیتیک و الحاق سرزمینی را در آیندهای نزدیک واقعیتی اجتنابناپذیر است.
سیطره ایران بر تنگه هرمز و مهندسی نوین جریان انرژی
معادلات اقتصادی و امنیت دریانوردی در تنگه هرمز بر اساس قوانین زمان جنگ تعریفی دوباره شده است. در واکنش به تجاوزات مستمر ارتش آمریکا و رژیم صهیونیستی به زیرساختهای خدماتی و حیاتی، صادرات حتی یک قطره نفت توسط جبهه متخاصم و شرکای آنها از این آبراه راهبردی به طور مطلق متوقف و ممنوع شده است.
دکترین جدید نظامی در خلیج فارس بر پایه اصل «امنیت برای همه یا ناامنی برای همه» استوار است. توسعه شرارتهای محور غربی-عبری، سناریوهای پرشدتتری را فعال کرده و دامنه جنگ را به حوزههای نوین اقتصادی و شریانهای انرژی بسط داده است.
در اقدامی کاملاً حسابشده و در راستای تفکیک صفوف کشورهای منطقه و اروپا، یک مشوق راهبردی برای عبور آزادانه از تنگه هرمز تعیین شده است.
هر کشوری که روابط دیپلماتیک خود را با رژیم صهیونیستی قطع کرده و دیپلماتهای این رژیم را اخراج کند، از تضمین امنیت دریانوردی در این تنگه برخوردار خواهد شد.
این اهرم فشار اقتصادی، عیار استقلال سیاسی کشورهای عربی و اروپایی را در برابر تشکیلات بینالمللی صهیونیسم به چالش کشیده و وابستگی عمیق سران این کشورها به ساختارهای مداخلهگر غربی را به وضوح نمایان میسازد.
تسلط کامل بر تنگه هرمز، جریان تأمین مالی ماشین جنگی دشمن را مختل کرده و هزینههای تقابل نظامی را برای حامیان غربی رژیم صهیونیستی به شکل تصاعدی افزایش داده است.
اختلال در شبکه پدافندی آمریکا و افشای نقش محوری رادارهای ترکیه
شبکه یکپارچه پدافندی و راداری ایالات متحده در غرب آسیا که با هزینههای نجومی و با محوریت سامانههای پاتریوت شرکت ریتیون برای حفاظت از رژیم صهیونیستی ایجاد شده بود، کور شده است.
تاکتیکهای پیچیده نفوذ، فریب و اشباع پدافندی، کارآمدی این سامانهها را به صفر رسانده و چشمان الکترونیکی آمریکا را در منطقه نابود کرده است.
تصمیمگیرندگان سیاسی و نظامی در واشنگتن با درک ناقص از واقعیات میدان نبرد و اتکا به برآوردهای غلط، ارتش این کشور را در باتلاقی عمیق گرفتار کردهاند که خروج از آن بدون تحمل خسارات جبرانناپذیر راهبردی غیرممکن است.
اظهارات متناقض و بیارزش مقامات پیشین و فعلی آمریکا، نشاندهندۀ استیصال و درماندگی در برابر ضربات سهمگین و مستمر به منافع آنهاست.
با انهدام شبکههای راداری آمریکا در کشورهای عربی، ترکیه بهعنوان حلقه آخر و حیاتی در دفاع از رژیم صهیونیستی وارد عمل شده است.
تأسیسات راداری مستقر در اینجرلیک و کورجیک در ترکیه، اکنون وظیفۀ رهگیری موشکها و پهپادهای شلیک شده به سمت اراضی اشغالی را بر عهده دارند.
این عملکرد، ادعای بیطرفی ترکیه را به طور کامل باطل کرده و این کشور را به بخشی جداییناپذیر از ماشین جنگی صهیونیستها و جبهۀ خصم نموده است.
فعال بودن این رادارها در خدمت پدافند اسرائیل، ترکیه را در سیبل اقدامات متقابل قرار داده و تبعات مداخله در این درگیریِ منطقهای برای آنکارا بسیار سنگین خواهد بود.
تحولات بنیادین عرصه پهپادی و انهدام ناوگان استراتژیک دشمن
عرصۀ نبرد هواپایه شاهد تغییر موازنه قدرت به نفع محور مقاومت است. ورود نسل جدیدی از پهپادهای رادارگریز با پیشرانهای نوین و سطح مقطع راداری بسیار پایین، قابلیتهای تهاجمی بینظیری را برای درهم کوبیدن پایگاههای دشمن فراهم کرده است.
در نقطه مقابل، ناوگان پهپادهای راهبردی و گرانقیمت رژیم صهیونیستی در حال نابودی کامل است. عبور آمار تلفات پهپادهای صهیونیستی از مرز 100 فروند، نشاندهنده برتری شبکههای پدافندی و جنگ الکترونیک در ایران و محور مقاومت است.
رهگیری و انهدام پیدرپی پهپادهای استراتژیک هرمس 900 و هرون تیپی در عمق خاک ایران، از جمله در آسمان تهران، بروجرد، مناطق مرزی غرب و استان مرکزی، و همچنین سقوط بقایای مدل هیرون111 در استان بصره عراق، ابعاد این شکست اطلاعاتی و عملیاتی را برجستهتر میکند.
این پرندههای هدایتپذیر راهبردی که مجهز به سیستمهای پیشرفته اپتوالکترونیکی و حامل بمبهای کوچک میخولیت برای ضربه زدن به سامانههای پدافندی و پرتابگرهای موشکی هستند، پیش از انجام هرگونه مأموریتی در تور پدافند چندلایه گرفتار میشوند.
انهدام حداقل پنج فروند از این پهپادهای کلیدی در کمتر از 10ساعت، داراییهای ارزشمند هوایی رژیم صهیونیستی را به اتمام رسانده و فاز جدیدی از جنگ را رقم زده است که در آن آسمان منطقه برای پرندههای صهیونیستی کاملاً مسدود و مرگبار است.
انسجام و هشدار قاطع مقاومت در محورهای شمالی و سوریه
جبهههای شمالی اراضی اشغالی تحت آتش سنگین و هماهنگ مقاومت اسلامی لبنان قرار دارد. همزمان با رگبار موشکی به سمت تلآویو، مناطق صهیونیستنشین از جمله شهر اشغالی کریات شمونه و مواضع دشمن در المالکیه در منطقه جلیل اعلی، هدف اصابت پهپادها و راکتهای حزبالله قرار گرفتهاند.
سامانههای هشدار زودهنگام رژیم صهیونیستی در تشخیص محل دقیق اصابت پهپادها، سردرگم شدهاند و سیستمهای پیشاخطار و ناتوانی در مدیریت همزمان چند جبهه فعال است.
در همین راستا، مقاومت مردمی در سوریه در بالاترین سطح از آمادهباش رزمی قرار گرفته است تا هرگونه تحرک و ماجراجویی از سوی گروهکهای تروریستی وابسته را در نطفه خفه کند.
تحرکات عناصر تروریستی جولانی برای سوءاستفاده از شرایط و احتمال حمله به لبنان یا مداخله در جنگ به نفع رژیم صهیونیستی، با پاسخی ویرانگر مواجه خواهد شد.
هرگونه مشارکت مستقیم یا غیرمستقیم این گروهکها در درگیریهای جاری، به معنای باز شدن جبهۀ جدیدی از عملیاتهای پاکسازی در تمام خاک سوریه است.
تروریستهایی در صورت کوچکترین خطای محاسباتی، با مقاومت اسلامی سوریه ضربه خواهند خورد و زیرساختهای آنها با خاک یکسان میگردد. هماهنگی کامل میان حلقههای مختلف محور مقاومت، مانع از هرگونه تنفس مصنوعی به رژیم صهیونیستی و پیادهنظام آن در منطقه شده است.
راهبرد کلان درگیری؛ تقابل جامع با هژمونی نظامی در غرب آسیا
میدان نبرد در غرب آسیا وارد مرحلهای جدید از تقابل مستقیم و همهجانبه شده است. معماری امنیتی منطقه در حال بازنویسی است و دکترین «امنیت و ثبات یا برای همه یا برای هیچکس» با قدرت نظامی در حال تثبیت در میدان عملیاتی است.
در این تقابل، بانک اهداف تعیینشده برای انهدام منابع نظامی و زیرساختی ایالات متحده و رژیم صهیونیستی در منطقه، ده برابر بزرگتر و گستردهتر از مجموع اهداف در اختیار پدافند ناتوان دشمن است.
یک خطای محاسباتی بزرگ در اردوگاه دشمن وجود دارد که گمان میکند نوک پیکان تمام حملات صرفاً به سمت سرزمینهای اشغالی نشانه رفته است؛ در حالی که تنها ۳۰ درصد از حجم آتش و توان عملیاتی رها شده به سمت این جغرافیا هدایت میشود.
حدود ۷۰ درصد باقیمانده از این توان هجومی، به صورت سیستماتیک و دقیق، متمرکز بر پاکسازی حضور نظامی ایالات متحده و قطع شریانهای حیاتی حامیان تروریسم در سراسر جغرافیای غرب آسیا است.
این جنگی ترکیبی و چندلایه است که سالها برای اجرای دقیق آن تمرین، برنامهریزی و هزینهپردازی شده است و اکنون دشمن در برابر این آمادگی مطلق، در حال ضربه خوردنهای جدی است.
موجهای عملیات وعده صادق ۴ و فلجسازی ساختار نظامی
شلیک منظومه هدفمند و ترکیبی موشکهای بالستیک، راهبردی و هایپرسونیک در قالب موجهای سیوسوم و سیوچهارم عملیات «وعده صادق ۴»، معادلات بازدارندگی را تغییر داده.
در این عملیات، موشکهای کلاس عماد، قدر، خیبرشکن و فتاح با رمز مبارک «یا علی بن ابیطالب (ع)» ساختارهای دفاعی دشمن را در هم نوردیدهاند.
موشکهای قدر استفاده شده در این حملات، مجهز به سرهای جنگی جدید، مهلک و خوشهای با وزن بیش از ۱۲۰۰ کیلوگرم هستند که قدرت تخریب نقطهای و شعاع آسیبرسانی آنها در بالاترین سطح استانداردهای نظامی قرار دارد.
سیل ویرانگر این پرتابهها، از شمال تلآویو تا حیفا و از حیفا تا دریاچه طبریه را به صورت مستمر در هم میکوبد. تمرکز اصلی این حملات بر نابودی زیرساختهای نظامی و صنعتی رژیم صهیونیستی قرار دارد.
تأسیسات حیاتی شرکتهای تسلیحاتی «رافائل» و «البیت سیستمز» به همراه صنایع دفاعی مستقر در اسدود و عسقلان، هدف حملات سنگین قرار گرفتهاند.
همچنین تأسیسات پالایشگاهی عسقلان و نیروگاه برق اسدود به عنوان شریانهای تأمین انرژی ماشین جنگی دشمن، منهدم شدهاند. فرودگاه و پایگاه هوایی «بنگوریون» که به عنوان مرکز برخاستن هواپیماهای سوخترسان، ترابری و پشتیبانی از جنگندهها عمل میکرد، زیر آتش سنگین موشکی و پهپادی قرار گرفته است؛ هدف عملیاتی در این نقطه، ایجاد ویرانی به حدی است که این پایگاه تا سالهای متمادی توانایی پذیرش هیچ پروازی را نداشته باشد و باندهای پروازی و محل استقرار ناوگان هوایی آن به طور کامل کور و غیرعملیاتی شود.
پایگاه هوایی «رمات دیوید»، فرودگاه حیفا و لانچرهای پنهان شده موشکی در منطقه «بنی براک» در شرق تلآویو نیز از دیگر اهدافی هستند که با دقت کامل مورد اصابت قرار گرفتهاند.
همچنان اختلال دائمی در سیستم هشدار زودهنگام و سانسور تلفات راهبردی
شبکه امنیت داخلی و پدافندی رژیم صهیونیستی کارایی خود را از دست داده است. سامانههای هشدار زودهنگام و آژیرهای خطر دچار اختلالات شدید و خطاهای فاحش شدهاند؛ به طوری که در جریان حملات سنگین به مرکز سرزمینهای اشغالی، قدس غربی، جنوب کرانه باختری و مناطق حساسی چون تلآویو و بیتشمس، هیچگونه هشداری صادر نشده است! این اختلال نشاندهنده انهدام زیرساختهای سایبری و راداری سیستم پدافندی دشمن است.
در محله بیتشمس، مقر فوقسری و مخفی سازمان تروریستی موساد در روزهای ابتدایی جنگ به صورت کامل با خاک یکسان شد. این ضربه مهلک منجر به هلاکت ۶۵ افسر ارشد اطلاعاتی و زخمی شدن ۱۶۰ تن دیگر از نیروهای عملیاتی این سازمان گردید و عملاً پرونده این ساختار جاسوسی را در ابعاد وسیعی مختل کرد.
با این وجود، نهاد سانسور نظامی رژیم صهیونیستی با اعمال خفقان شدید رسانهای، تنها اجازه انتشار محدود تصاویری را میدهد که نشاندهنده اصابت به مناطق غیرنظامی باشد تا از این طریق به مظلومنمایی بپردازد.
هیچگونه تصویری از ویرانیهای عظیم در کارخانجات نظامی عسقلان، اسدود و تأسیسات راهبردی حیفا اجازه انتشار نیافته است تا آسیبهای وارد شدۀ نظامی از چشم ناظران جهانی پنهان بماند.
همافزایی میدان؛ حملات هماهنگ و تسلط ماهوارهای بر جغرافیا
عملیات تهاجمی در بالاترین سطح هماهنگی منطقهای در حال اجراست. شلیکهای همزمان و رگبارهای متراکم موشکی و پهپادی به صورت مشترک از مبدا ایران و لبنان، شبکههای پدافندی را دچار اشباع و فروپاشی کرده است.
رزمندگان مقاومت اسلامی لبنان با استفاده از پهپادهای انهدامی، مواضع رژیم را در بلندیهای اشغالی جولان و حیفا با دقتی بینظیر هدف قرار میدهند؛ دقتی که دشمن نیز به سنگینی و غیرقابل مهار بودن آن اعتراف کرده است.
رصد زنده تحرکات دشمن، مکانیابی دقیق محل پارک هواپیماها، آشیانهها و تحرکات لجستیکی، امکان اصلاح لحظهای مختصات و اجرای عملیات جراحیگونه نظامی را فراهم کرده است. اهداف به صورت همزمان رصد و منهدم میشوند.
اخراج عملیاتی آمریکا؛ انهدام پایگاههای سنتکام در سراسر منطقه
پایگاههای نظامی ایالات متحده در سراسر غرب آسیا دیگر مناطق امنی برای پشتیبانی از تروریسم نیستند و به سیبلهای اصلی حملات شدهاند.
پایگاه تروریستی «حریر» در شمال عراق که مرکز هدایت اقدامات خرابکارانه و پشتیبانی از تروریسم کور بود، با شلیک موشکهای تاکتیکی نیروی زمینی منهدم شده است.
سطح ویرانی در این پایگاه به گونهای است که امکان بازسازی و اسکان مجدد در آن به صفر رسیده و حملات تا بدل شدن آن به زمینی سوخته ادامه دارد.
در جزیره منامه در بحرین، پایگاه پنجم دریایی ایالات متحده که نماد قدرت و بزرگترین مرکز تعمیرات و بازسازی نیروی دریایی آمریکا در منطقه محسوب میشد و توانایی پذیرش ناوهای هواپیمابر را داشت، متحمل آسیبهای جبرانناپذیری شده و کارایی راهبردی خود را از دست داده است.
پایگاههای «الظفره» و «الجفیر» نیز که محل تجمع نیروهای آمریکایی بودند، توسط موشکهای هوافضا و پهپادهای تهاجمی به شدت کوبیده شدهاند.
در کویت، پایگاه راهبردی «عریفجان» (کمپ العدیری) هدف عملیاتی سنگین و ترکیبی با شلیک بیش از ۵۰ پرتابه از کلاسهای مختلف قرار گرفت.
این حمله که به انهدام کامل یکی از مراکز بالگردی و نابودی ۷ فروند بالگرد آمریکایی روی زمین منجر شد، باعث فرار سراسیمه نیروهای نظامی به سمت بیابانها و تأسیسات نفتی برای اختفا گردید.
شاهکار پهپادهای آرش-۲ و گسترش شعاع درگیری تا شرق مدیترانه
ناوگان پهپادی نیروی زمینی با در اختیار داشتن بیش از ۲۵۰۰ فروند پهپاد «آرش-۲» (و تعداد نامشخصی از ذخایر پنهان) نقش کلیدی در انهدام زیرساختهای عمق استراتژیک دشمن ایفا میکند.
این پهپادها با حمل سرهای جنگی ۱۲۰ کیلوگرمی (۲۵۰ پوندی)، یکی از بهترین پهپادهای انهدامی جهان محسوب میشوند و با توجه به انهدام شبکه پدافندی دشمن، به راحتی در آسمان منطقه جولان داده و بر سر تأسیسات انرژی، بندری و نظامی حیفا و سایر پایگاهها فرود میآیند.
برد بلند این پهپادها، معادله جدیدی را رقم زده است؛ به طوری که اهداف بعدی شامل پایگاههای ناتو در جزایر قبرس، کرت و شرق مدیترانه خواهد بود تا شعاع ناامنی برای حامیان غربی رژیم صهیونیستی به حداکثر برسد.
در نقطه مقابل، توانمندی پدافند هوایی در داخل مرزها با اقتدار کامل عمل کرده و سامانههای نیروی پدافند هوایی ارتش موفق شدند دو فروند پهپاد جاسوسی «هرمس ۹۰۰» رژیم صهیونیستی را در ساعات بامدادی و صبحگاهی، در آسمان استانهای لرستان و قم رهگیری و ساقط کنند.
ضربه به شریانهای اقتصادی و تعطیلی زیرساختهای انرژی
راهبرد فشار بر سرمایهداران غربی و تروریستهای آمریکایی از طریق فلج کردن زیرساختهای اقتصادی و انرژی کشورهای میزبان پایگاههای دشمن، با جدیت در حال پیگیری است.
در همین راستا، پالایشگاه «الرویس» در امارات متحده عربی که چهارمین پالایشگاه بزرگ جهان به شمار میرود، هدف حمله دقیق پهپادی قرار گرفته و به منظور جلوگیری از فجایع بزرگتر، به طور کامل تعطیل شده است.
همچنین خطوط مواصلاتی دریایی نیز برای حامیان دشمن ناامن شده است؛ اصابت موشک یا پهپاد انتحاری به یک کشتی فلهبر در فاصله ۳۶ مایل دریایی شمال ابوظبی، نشاندهنده تسلط بر آبراههای تجاری و قطع زنجیره تامین لجستیک دشمن است.
انهدام شبکههای جاسوسی و پاکسازی کامل امنیت داخلی
موازات با جنگ سخت در مرزهای خارجی، بزرگترین عملیات ضدجاسوسی و پاکسازی امنیت داخلی علیه شبکههای نفوذ، مزدوران و عناصر نیابتی دشمن آمریکایی-صهیونیستی با موفقیت چشمگیری به انجام رسیده است.
نیروهای وزارت اطلاعات در سلسله عملیات پیچیده اطلاعاتی، ۳۰ نفر از جاسوسان و عوامل عملیاتی دشمن را شناسایی و دستگیر کردهاند.
در استان خراسان رضوی، یک تبعه بیگانه که به عنوان جاسوس نیابتی برای دو کشور حوزه جنوبی خلیج فارس فعالیت میکرد، دستگیر شد.
این فرد اطلاعات حساس نظامی و امنیتی را جمعآوری کرده و از طریق این دو دولت عربی در اختیار سرویسهای اطلاعاتی آمریکا و رژیم صهیونیستی قرار میداد.
در جنوب شرق کشور و استان سیستان و بلوچستان، یکی از عناصر گروهکهای تروریستی که در حال رصد موقعیت، جابجایی نیروهای نظامی، انتظامی و تأسیسات پدافندی بود، در حین ارسال این اطلاعات حیاتی برای دشمن شکار شد.
در غرب کشور و استان کردستان، ضربات مهلکی به گروهکهای تروریستی تجزیهطلب وارد آمد. یک عضو این گروهک در حال انتقال تجهیزات ویژه ارتباطی به داخل کشور دستگیر شد.
همچنین در یک عملیات مشترک با سپاه پاسداران، محموله نظامی ارسالی شامل ۱۰ قبضه سلاح کلاشینکف، ۲۱ تیغه خشاب و ۶۳۰ تیر فشنگ که قرار بود علیه تمامیت ارضی کشور و در راستای نقشههای شوم دشمن استفاده شود، کشف و ضبط گردید؛ در این درگیری یک تروریست معدوم و دو رابط بازداشت شدند.
ابعاد این شبکه نفوذ تا عمق استانهای دیگر نیز گسترده بود. ۱۹ نفر از مزدوران مرتبط با سرپلهای رژیم صهیونیستی که در ۸ استان کشور در حال آمادهسازی برای اجرای عملیات خرابکارانه بودند، دستگیر شدند.
یکی از این عناصر خطرناک، پس از ۱۰ سال اقامت و آموزش در خارج از کشور، با هدف تشکیل یک هسته مسلح و اجرای عملیات در شهر تهران به یکی از استانهای جنوب غرب بازگشته بود که پیش از هرگونه اقدامی در تور اطلاعاتی گرفتار شد.
علاوه بر این، در عملیات مشترک وزارت اطلاعات و فراجا در تهران، ۶ تن از اوباش مزدور که نقش نیروی عملیاتی میدانی رژیم را ایفا میکردند، به همراه بیش از ۲۰۰ قبضه سلاح سرد، ۵ کیلوگرم مواد مخدر و مقادیر زیادی مشروبات الکلی دستگیر شدند تا به این مزدوران داخلی ثابت شود که با آنها دقیقاً مانند سربازان در میدان جنگ دشمن برخورد قاطع و بیملاحظه خواهد شد.
انهدام شریانهای فرماندهی و استقرار نظامی آمریکا در منطقه
مقر ناوگان پنجم دریایی ارتش آمریکا در خلیج فارس که دههها به عنوان مرکز ثقل قدرتنمایی و هدایت عملیاتهای تروریستی این کشور در غرب آسیا شناخته میشد، منهدم شده است.
این پایگاه عظیم که وظیفه ارتباطگیری، هماهنگی و کنترل نیروهای فرامرزی را بر عهده داشت، با اصابت صدها موشک و پهپاد به تلی از خاکستر و آهنپاره بدل شده است.
بخشهای ارتباطی و راداری که به منزله سیستم عصبی این مرکز نظامی عمل میکردند، در دستِ کم 9 نقطه حیاتی مورد اصابت دقیق قرار گرفتهاند.
گستردگی ابعاد این پایگاه به حدی است که عمق ویرانیها در تصاویر اولیه به طور کامل قابل ارزیابی نیست، اما برآوردهای قطعی نشان میدهد که دهها میلیارد دلار خسارت به این زیرساختها وارد شده است.
ساختار ناوگان پنجم به گونهای در هم کوبیده شده که دیگر به هیچ وجه قابل استفاده نبوده و هیچ چشماندازی برای بازسازی و استفاده مجدد از آن در آینده وجود نخواهد داشت.
در امتداد این حملات، پایگاه نیروهای آمریکایی در کمپ ویکتوری واقع در فرودگاه بینالمللی بغداد نیز زیر آتش سنگین قرار گرفته و انبار سوخت آن به طور کامل در آتش سوخته است.
این رویدادها نقطه پایانی بر نیم قرن حضور نظامی و سرمایهگذاری 25 میلیارد دلاری آمریکا در ایجاد پایگاههای منطقهای است؛ پایگاههایی که اکنون یکی پس از دیگری در حال نابودی هستند.
انسداد مطلق دیپلماتیک و تحمیل شروط تسلیم بر دشمن
در عرصۀ سیاسی، تمام مجاری دیپلماتیک برای توقف جنگ از سوی تهران مسدود شده است. تلاشهای مکرر و سراسیمه فرستادگان دولت آمریکا، از جمله تماسهای بیوقفه ویتکاف برای برقراری ارتباط با مقامات ایرانی با بایکوت مطلق و سکوت محض روبرو شده است. حتی میانجیگری کشورهای منطقه نیز در نطفه خفه شده و هیچ پاسخی به درخواستهای ارتباطی آنها داده نمیشود.
دکترین حاکم بر این نبرد، پرهیز از هرگونه توافق موقت یا آتشبسهای مقطعی است. استراتژی تعریف شده، پرداخت یکباره تمامی هزینههای جنگ برای رفع دائمی سایه تهدید از سر منطقه است.
هیچ گزینهای به نام «مذاکره» روی میز وجود ندارد؛ تنها مسیر پیش رو، اعلام تسلیم رسمی، علنی و بیقیدوشرط دولت آمریکا و شخص رئیسجمهور این کشور است.
شروط پایان جنگ و بازگشایی شریانهای اقتصادی نظیر تنگه هرمز، با قاطعیت و بدون کوچکترین انعطافی تدوین شدهاند. این شروط شامل خروج فوری و کامل تمام نیروهای نظامی آمریکا از غرب آسیا، خلع سلاح مطلق رژیم صهیونیستی و برگزاری انتخابات آزاد در سرزمینهای اشغالی، لغو کامل و بیقیدوشرط تمامی تحریمهای اعمال شده علیه ایران و پرداخت کامل غرامتهای جنگی است.
علاوه بر این، کشورهای عربی میزبان پایگاههای آمریکایی موظفاند تا آخرین دلار خسارات وارده به ایران را جبران کرده و چندین برابر آن مبلغ را به عنوان جریمه در زیرساختهای اقتصادی ایران سرمایهگذاری کنند.
آمریکا که تمامی کارتهای بازی و اهرمهای فشار خود را از دست داده، اکنون به بازیگری مستأصل تبدیل شده که راهی جز تن دادن به خواستههای طرف پیروز ندارد.
هرگونه تلاش واشنگتن برای اعلام آتشبس یکجانبه، کاملاً بیاعتبار بوده و تأثیری در توقف رزمندگان اسلام نخواهد داشت.
در صورت نیاز، این نبرد برای یک دوره ۶ ماهه و تا آستانه انتخابات میاندورهای آمریکا تداوم خواهد یافت تا ساختار سیاسی حزب حاکم آمریکا را به فروپاشی بکشاند إن شاء الله.
دکترین اشباع پدافندی با تکیه بر زرادخانه عظیم پهپادی
تغییر موازنه در آسمان با فعالسازی گسترده ناوگان پهپادی و فروپاشی کامل ساختارهای پدافندی دشمن تثبیت شده است. پس از انهدام سیستماتیک و گسترده سامانههای پدافند هوایی و راداری، فاز ارسال انبوه پهپادهای انهدامی به سمت اهداف استراتژیک آغاز شده است.
زرادخانه پهپادی با در اختیار داشتن بیش از 200,000 فروند پهپاد که دستکم 80,000 فروند از آنها دارای برد عملیاتی بالای 1500 کیلومتر هستند، امکان اجرای حملات موجی و اشباعکننده را با بالاترین نرخ پرتاب فراهم کرده است.
در هر موج از عملیات، حداقل 200 فروند پهپاد از مبادی مختلف به سمت اراضی اشغالی و 200 فروند دیگر به سوی مواضع نیروهای آمریکایی در منطقه گسیل میشوند.
این حجم از شلیک، باقیمانده تأسیسات راداری و زیرساختهای نظامی دشمن را به طور کامل فلج و منهدم میکند.
در نقطه مقابل، توان پدافندی بومی با قدرت خیرهکنندهای در حال پاکسازی آسمان از پرندههای دشمن است. سرنگونی دستکم 104 فروند پهپاد راهبردی و پیشرفته دشمن از ابتدای نبرد، از جمله ساقط کردن 10 فروند تنها در یک روز، نشاندهنده برتری راداری و پدافندی است.
این آمار بیسابقه، ماشین جنگی دشمن را در حوزه هواپایه فلج کرده است. هر پهپاد سرنگون شده دشمن، به معنای نابودی بخش مهمی از توان عملیاتی آنها و باز شدن کریدورهای جدید برای اجرای حملات تهاجمی به عمق مواضع آنهاست.
افسانه نفوذپذیری پدافند هوایی به طور کامل رنگ باخته و این شبکه پدافندی است که در حال نابودی سیستماتیک توان تهاجمی دشمن میباشد.
کور کردن چشمهای اطلاعاتی و انهدام زیرساختهای فضایی-هوایی دشمن
مراکز حساس و استراتژیک رژیم صهیونیستی که شاهرگهای اطلاعاتی، تسلیحاتی و هوایی این رژیم محسوب میشوند، زیر ضربات دقیق و ویرانگر قرار گرفتهاند.
در حیفا، یک مرکز کلیدی نظامی که نقش محوری در تولید تسلیحات استراتژیک و ارتقای توان رزم دشمن داشت، توسط هجوم پهپادهای انهدامی به طور کامل از مدار فعالیت خارج شده است.
همزمان، ضربه مهلکی به شبکه جاسوسی فضایی دشمن وارد شده است؛ مرکز دریافت اطلاعات ماهوارههای جاسوسی «افق» (Ofek) که وظیفه مدیریت، جمعآوری اطلاعات نظامی و هماهنگی ماموریتهای شناسایی در جنگهای گذشته و حال را بر عهده داشت، با دقت بالا منهدم گردید.
این حمله عملاً چشمهای اطلاعاتی دشمن را در فضا کور کرده و زنجیره فرماندهی مبتنی بر دادههای ماهوارهای را از هم گسسته است.
در عرصه ارتباطات زمینی و شنود، مرکز ارتباطات ماهوارهای و جاسوسی در «وادی ایلا» واقع در جنوب قدس اشغالی، تنها با اصابت یک تکموشک نقطهزن از سوی یگان موشکی مقاومت اسلامی لبنان به صورت کامل نابود و شبکه ارتباطی رژیم مختل شده است.
از سوی دیگر، پایگاه هوایی «پالماخیم» که قلب تپندۀ یگان پهپادی رژیم صهیونیستی و آشیانه اصلی پهپادهای هرمس-900 است، تحت شدیدترین حملات متمرکز قرار دارد.
هدفگذاری روی پالماخیم بر مبنای انهدام صددرصدی و با خاک یکسان کردن این پایگاه استوار است، به نحوی که امکان پرواز هیچ پرندهای از باندهای آن وجود نداشته باشد. انفجارهای پیاپی و سنگین در غرب تلآویو، گواه اجرای موفق این دکترین انهدامی در قبال زیرساختهای نیروی هوایی دشمن است.
امواج حملات ترکیبی و گسترش جبهههای نبرد رو در رو
عملیاتهای آفندی با شدت بیسابقهای در قالب موجهای پیاپی در حال اجراست. موج 36 عملیات موشکی و پهپادی به صورت ترکیبی و با شلیک همزمان دهها تیر موشک بالستیک و دهها فروند پهپاد به سمت اراضی اشغالی آغاز شده است.
ستون فقرات این حملات ویرانگر را موشکهای بالستیک پیشرفتهای نظیر «قدر»، «عماد» و «خیبرشکن» تشکیل میدهند که با عبور از حریم هوایی کشورهای واسط از جمله اردن، مستقیماً بر روی اهداف استراتژیک در تلآویو، کرانه باختری و سایر مناطق پیرامونی فرود میآیند.
موشکهای سنگین نیز در یک عملیات هماهنگ از مبادی چندگانه از جمله لبنان به سمت اراضی اشغالی شلیک شده و حلقه محاصره آتش را تنگتر کردهاند.
همزمان با عملیات عمقی با تسلیحات دوربرد، نبرد روی زمین و در خطوط تماس نیز به شدیدترین حالت خود رسیده است. رزمندگان مقاومت با اجرای تاکتیکهای هجومی از نقطه صفر مرزی، درگیریهای رو در رو و سنگینی را کلید زدهاند.
اصابت پیاپی دهها راکت و موشک به پایگاههای خط مقدم دشمن از جمله پایگاه «المطله» در بازههای زمانی بسیار کوتاه، نشاندهنده اختلالی در خطوط دفاعی رژیم صهیونیستی در جبهه شمالی است.
در برابر هرگونه تحرک و ماجراجویی احتمالی دشمن برای حمله به زیرساختها، معادله بازدارندگی به خشنترین شکل ممکن ترسیم شده است.
هرگونه حمله هوایی یا موشکی از سوی آمریکا یا رژیم صهیونیستی، با پاسخی روبرو خواهد شد که در آن تمام پایگاههای نظامی و زیرساختهای کشورهای میزبان نیروهای آمریکایی، نه فقط در خلیج فارس و خاورمیانه، بلکه تا عمق دریای مدیترانه، قبرس و جزیره کرت زیر آتش سنگین، متمرکز و بیسابقه قرار خواهند گرفت.
سطح، میزان و شکل حملات متقابل هیچ محدودیتی نخواهد داشت و اراده و توان لجستیکی برای با خاک یکسان کردن تمامی منافع حیاتی دشمن در شعاع هزاران کیلومتری به طور کامل عملیاتی شده است. نبرد تا تحقق پیروزی نهایی و حذف کامل موجودیتهای متجاوز از جغرافیای منطقه با قدرت ادامه خواهد یافت.
در نهایت، آنچه در این ساعات سرنوشتساز و تاریخی رقم میخورد، فراتر از رویارویی نظامی، زلزلهای بیبازگشت در گسلهای ژئوپلیتیک جهان و اعلام پایان رسمی هژمونی غرب در قلب غرب آسیا است. ماشین جنگی و شریانهای حیاتی محور متخاصم، اکنون در محاصرهای با زاویه 360 درجه و تحت بارش سهمگین آتش مقاومت، تلی از خاکستر و آهنپاره میشوند. این نبرد چندلایه و ترکیبی، با تغییر معادلات بازدارندگی، این پیام قطعی را به جهان مخابره کرد که دوران استعمار نوین و ارعاب با ناوگانهای دریایی برای همیشه به پایان رسیده است.
امروزه، تنگه هرمز دیگر شمشیر برانِ ارادهها بر گلوی حامیان تروریسم است و آسمان منطقه، جولانگاه پرندههایی است که افسانه نفوذناپذیری شبکههای پدافندی و رادارهای چندمیلیارد دلاری را به سخره گرفتهاند.
در این میان عزم پولادین محور مقاومت و رزمندگان مجاهد ما، مهر ابطال بر موجودیت متجاوزان کوبیده و با تحمیل شروطِ تسلیم مطلق بر جبهه استکبار، پرچم فتح و اقتدار را بر بلندای ویرانههای پایگاههای دشمن به اهتزاز درآورده است.
دیدگاهتان را بنویسید