تجارت برده و سرنوشت بردگان آفریقایی | باز هم بوی استعمار
در جای جای تاریخ که گذر میکنیم گاهی حقایق را میپوشانند یا باید پوشانیده شود. تا به اصلاح ابر قدرتها بتوانند سمت مثبت زمان بایستند و وجهۀ خونخوار خود را زیبا نمایش دهند. بعد از جنگهای صلیبی و شروع تاریخ رنسانس کشورهای اروپایی طمع کار زاویه دید خود را معطوف به کشورهایی کردن که منابع سرشار غنی طبیعی را دارا بودند.
اما چگونه استعمارگران به این منابع دست پیدا کنند؟ غارت منابع کشورهای دیگر تا چه زمانی ادامه دارد؟ چرا کشورهای مستعمره باید زمینه تولید ثروت برای سایر ممالک اروپایی باشد؟ نقش کشورهای دارای منابع در زمینه تولید ثروت انبوه دیگر کشورهای چیست؟ کشورهای استعمارگر با چه ترفند و ابزاری این سرمایهها را جمعآوری کردند و میکنند؟ نقش تجارت برده در راه جمع آوری سرمایه برای استعمارگران چقدر بوده است؟
در ابتدا نخست مختصری در مورد قاره آفریقا سخن میگوییم تا تصویری مختصر از این سرزمین برای شما تداعی گردد.
پدیدآورنده: منیره اسداللهی
تجارت برده و سرنوشت بردگان آفریقایی
فهرست مطالب
Toggleتمدن آفریقایی
محققان تاریخ تمدن، قاره آفریقا را (قاره تاریک) نام نهادهاند، شاید یکی از دلایل آن عدم اطلاعات کافی تاریخی مکتوب در این زمینه میباشد. قاره آفریقا تقاطع مهد پرورش تمدنی که گذشته آن در تاریکی و ابهام فرو رفته است.
به غیر از محدوۀ کشورهای (مصر) و (حبشه)(اتیوپی) و ساحل شمالی آفریقا، دربارۀ سایر نواحی این قارۀ عظیم به جز مختصر گزارشهایی که سیاحان عرب در قرون وسطا نگاشتهاند هیچ نوشتهای در دسترس نیست. ولی نکته بارز اهمیت این قاره وجود تمدن قومی و قبیلهای قبل از اسلام در این محدوده و قانون مدار بودن این افراد در قبال یکدیگر و سایر اقوام میباشد.
مردم آمریکا و کشورهای اروپایی کمتر میتوانند در نظر بیاورند و حتی بپذیرند، تمدن جامعههای قارۀ آفریقا تا چه اندازه غنی و مختلط بوده است. پادشاهان مقتدر و حکومتهای با دوام که صاحب تمدن تکامل یافته بودند. به گونهای که جامعههای متشکل آفریقا به مراتب از آنچه تا قبل قرن 16 در کشورهای اروپایی بوجود آماده بود پیشرفتهتر و برتر بودهاند.
اما اروپای قرن رنسانس برای مقاصد اقتصادی و سیاسی خود بلایی بر سر مردم این قاره آورد که نه تنها تمدن، بلکه ریشههای هویتی این مردم و نژاد آنان را نابود ساخت و آنان را به دوران ناکجا آباد رسانید. در اینباره (ویلیام هاویت)، نویسنده مسیحی انگلیسی میگوید:
(بربریت و فجایع وحشیانهای که نژادهای به اصطلاح مسیحی در هر نقطۀ جهان و علیه مردم هر کشور مسخر مرتکب شدهاند در هیچ عصری از اعصار تاریخ و نزد هیچ نژادی، هر قدر وحشی و عقب افتاده، هر اندازه بی رحم و بیشرم نظیر ندارد.)

تجارت جهانی برده(اسپانیا،پرتغال،هلند،انگلیس،آمریکا)
با شروع تصرف سرزمینهای قارۀ امریکا به وسیلۀ اسپانیاییها و پرتغالیها “تجارت جهانی برده” آغاز شد. تجارتی وحشیانه برای به دست آوردن سودهای کلان، با نابودی و نسل کشی مردمان قارۀ آفریقا برای پیشبرد منافع آمریکایی و اروپایی صورت گرفت.
بومیان آمریکایی برای فرار از دست اروپاییان یا خودکشی دست جمعی میکردند یا از فرط بیگاری زیاد جان میدادند. با کشتار بومیان آمریکایی از طریق مهاجران اروپایی سرزمینهای پهناور و حاصلخیز آمریکا، خالی از سکنه شد و نمیتوانست سودی برای استعمارگران اروپایی بوجود بیاورد. به همین دلیل شکار مردم آفریقا و انتقال آنها به این سرزمینها یکی از پایههای اقتصادی دنیای غرب را شکل داد.
بنابراین شروع تجارت جهانی برده در نیمه دوم سده پانزدهم به وسیله خاندان سلطنتی پرتغال بنیان نهاده شد. اما دوران برده داری از آفریقا از نیمه دوم سده پانزدهم شروع و تا سدۀ نوزدهم ادامه داشت.
نخستین بار در سال 1441 زمانی که، “هنری دریانورد”(یکی از شاهزادگان پرتغالی)، در جستجوی راه دریایی هند به ساحل غربی آفریقا رسید، 12 مرد و زن کودک را به اسارت گرفت. آنان را با خود به عنوان برده به پرتغال برد و در بازار (لیسبون) فروخت. در هفت سال بعدی حدود هزار آفریقایی شکار شدند و در بازار (لیسبون) به فروش رفتند. (زرسالاران یهودی و پارسی، عبدالله شهبازی، ص 224)
با رسیدن پای “پرتغالیها” به قاره آمریکا و تسخیر سرزمینهای پهناور آنجا تجارت جهانی برده اهمیت فوق العادهای پیدا کرد. این بردگان در ابتدا به عنوان غلام و کنیز در کاخهای اعضای خاندان سلطنتی و اشرافی پرتغالی و اسپانیایی استفاده میشدند. اما کمکم از آنها برای مقاصد دیگری استفاده شد. یکی از موارد دیگر به کارگیری بردههای آفریقایی در کشتزارهای وسیع تنباکو و نیشکر در سرزمینهای آمریکا بود زیرا اسپانیاییها و پرتغالیها آنگونه که باید نمیتوانستند اندک بومیان باقی ماندۀ آمریکایی را برای این کار استفاده کنند.
“انگلیسیها” تجارت برده را از سال 1562 میلادی آغاز کردند. منبع اصلی شکار انگلیسی برای برده در غرب آفریقا بود که آنها را در زمینها برای کاشت نیشکر و تنباکو در آمریکا به کار میگرفتند. (جیمز والوین) مینویسد:
(کمپانی سلطنتی آفریقایی بریتانیا، در نخستین سالهای فعالیتش بسیار موفق بود. تا سال 1720 میلادی این کمپانی بیش از 500 کشتی محموله را انتقال داد که شامل صد هزار برده آفریقایی میشد.) (زرسالاران یهودی و پارسی، عبدالله شهبازی، ص 224)
البته ابتدا “هلندیها” و سپس “انگلیسیها” بازار تجارت برده را در انحصار خود گرفتند. در سال 1750 فقط بندر “لیورپول” دارای بیش از یکصد کشتی حمل برده بود و به تنهایی نیمی از کل تجارت برده در اروپا را به خود اختصاص داده بود.
در سال 1660میلادی، در “مارلیند” و “ویرجینیا”(آمریکا) تنها 1700 برده سیاه وجود داشت. درسال1670 هفت سال بعد از تأسیس کمپانی سلطنتی آفریقایی بریتانیا این رقم به 40 هزار نفر رسید. یک سَده بعد در سال 1760 نیمی از جمعیت 400 هزار نفری “ویرجینیا” را بردگان تشکیل میدادند و در پایان سدۀ هجدهم تعداد آنها 300 هزار نفر بود.
پیش از سال 1725 میلادی سالیانه 600 برده به “کارولینای جنوبی” وارد میشد که در ده ساله بعد به سالیانه 2000 برده رسید. در سال 1740 حدود 40 هزار برده آفریقایی در این مستعمره مستقر بودند. در سال 1759 تعداد بردگان در مستعمرات جنوبی انگلیس در آمریکای شمالی تقریباً برابر با سفید پوستان بود. در فاصلۀ سالهای 1700 تا 1760 حدود 180 هزار نفر برده تنها به جزیرۀ (باربادوس) وارد شدند که حدود50 هزار نفر آنان در سه سال اول فوت کردند. (درک کرتن) مینویسد:
(در سال 1680 تجاز ثروتمند و محترم (بریستول، لیورپول و لندن) در سال 15000 برده آفریقایی صادر میکردند. بعدها این رقم افزایش یافت. در فاصله سالهای 1680 تا 1786 انگلستان به تنهایی بیش از دو میلیون برده را به اسارت گرفت حمل کرد و فروخت… در سال 1791، چهل ایستگاه (انگلیسی) شکار برده تنها در سواحل غربی(آفریقا) مستقر بود که نام زیبای “فاکتوری” [دفتر تجاری] را برخود داشتند.)
در سدۀ هجدهم میلادی انگلستان به بزرگترین قدرت بردهدار زمانه بدل شد. در نخستین سالهای سده هجدهم انگلیسیها سالیانه حدود 36 هزار برده حمل میکردند. در سال 1770 نیمی از تجارت برده غرب آفریقا در دست انگلیسیها بود، که ناوگانی مرکب از 200 کشتی با ظرفیت 50 هزار برده در اختیار داشتند. در دهۀ 1780 حجم تجارت برده انگلیسیها به 80 هزار نفر در سال رسید. بنابراین دهههای پایانی سده هجدهم میلادی و دوران اقتدار خاندان “ولزلی” در دربار انگلیس را باید اوج تجارت جهانی برده شمرد.
خیانتهای بزرگ در حق بردگان
در مستملکات (آمریکایی بریتانیا)، بخشی که عمدۀ اراضی و انبوه بردگان به دست آنان بود، استعمارگران اروپایی در زندگی شاهانه خود غرق شده بودند؛ مهمانیهای مجلل و پرخرج، میخوارگی و آمیزش افراطی با زنان برده بخش مهمی از اوقاتشان را پر میکرد.
آنها هر نوع عملیات جنسی با بردگان زن را برای خود مجاز میدانستند و اولین رابطه جنسی پسران سفید پوست که به بلوغ میرسیدند معمولاً با زنان سیاهی بود که آنان را بزرگ کرده و یا حتی شیر داده بودند. بدینسان در قارۀ آمریکا نسلی پدید آمد از بردگان مادرزادی، انسانهایی که از پدران سفید پوست بودند و به عنوان برده در خانه برادران و خویشاوندان پدری خود کار میکردند.
اروپاییان تا مدتها مانع از تشکیل کانون خانواده برای سیاهان میشدند زیرا گمان میبردند آنان فاقد غریزه جنسی تشکیل خانوادهاند موجوداتی کمتر حیوانات. سالها گذشت تا سرانجام اجازۀ زندگی خانوادگی به بردگان داده شد.
یکی از حوادثی که رفتار اروپاییان را در قبال بردگان کمی تعدیل کرد، قتل “توماس ساترلند”(Thomas Sutherland) بود. این شخص به خاندان بزرگ بردهدار (ساترلند) در (ویرجینیا) تعلق داشت. او توسط یک برده مرد که (توماس) را در حال تجاوز به همسر یا محبوبش یافت کشته شد. البته که بردۀ مَرد به طرز وحشیانه مجازات شد(مُثله کردن) اما این سرآغاز تعدیل رفتار با بردگان بود.

حجم تجارت جهانی برده
(کلارک مور) تعداد کل بردگانی را که اروپاییان در آفریقا به بردگی گرفتند را 15 میلیون ذکر کرده است. در آستانه سده نوزدهم در قاره آمریکا، اسپانیاییها 776 هزار و فرانسویها نیم میلیون بَردۀ سیاه در تملک خود داشتند. البته حائز اهمیت هست که این تعداد ارقام را نسبت به جمعیت آن سده باید در نظر گرفت که شهرهایی حتی جمعیت یک میلیونی هم در آن وجود نداشت و در اینجا هجمۀ ظلمی که به این بردگان میشد را مشخص میکند.
باید توجه کرد که این آمار بردگانی را که در خود آفریقا از طریق استعمارگران به کار گرفته میشدند یا برای کارهای سخت به سواحل و جزایر آسیا می بردند شامل نمیشد. برای مثال در سال 1800 میلادی حدود 3 میلیون نفر برده در غرب و جنوب آفریقا به کار در معادن و مزارع متعلق به سفیدپوستان اروپایی اشتغال داشتند. (زرسالاران یهودی و پارسی، عبدالله شهبازی، ص 232)
اوج بردهداری اروپاییان در خود قارۀ آفریقا در سالهای 1850-1900 که مصادف با آغاز “دوران استعماری” قارۀ آفریقا و استخراج وسیع معادن طلا و الماس و… است. تنها جمعیت غرب آفریقا در نیمه دوم سدۀ نوزدهم 25 میلیون نفر گزارش داده شده است در حالی که محققین معتقدند اگر تجارت جهانی برده نبود این جمعیت باید 46 الی 53 میلیون نفر میبود.
دروغ اروپاییان و آمریکا در مورد قاره آفریقا
تجارت جهانی برده پیامدهای تضعیف انسانی، اجتماعی، فرهنگی و زیستی برای مردم آفریقا در پی داشت. بر خلاف تصور رایجی که اروپاییان این مردمان را وحشی و فاقد تمدن میخواندن آنها مردمانی متمدن بودند. حتی قبیلههای مختلف در آفریقا آداب و سبک زندگی متفاوت خود را داشتند. آنها مراودات زیادی با سایر کشورها دیگر برقرار میکردند اما با ورود اروپاییان استعمارگر به این سرزمین نه تنها منابع غنی قاره آفریقا را غارت کردند بلکه هویت و انسانیت آنها را هم به فرطۀ نابودی کشاندند. و در آخر آنها را قومی وحشی و بدون تمدن خواندند.
(پد کرتن) در تاریخ آفریقا یونسکو این نگرش را میراث ” شووینیسم(نگرش افراطی و متعصابه نسبت به برتری ملی و قومی) فرهنگی غرب” میداند و میگوید:
(این طرز برخورد و برخوردهای مشابه آن، که میراث “نژادپرستی” است. “شووینیسم” فرهنگی پایداری را تقویت کرد که تمدن غربی را تنها تمدن راستین میدانست. در اواخر دهه 1960 میلادی “بیبیسی” یک مجموعه تلویزیونی به نام “تمدن” ساخت که تنها به میراث فرهنگی اروپای غربی میپرداخت.
در این مجموعه پارهای از جوامع دیگر نیز متمدن به حساب میآمدند… با این همه “شووینیسم” فرهنگی به اضافۀ نادانی تاریخ نگاران غربی را واداشت تابه گرایش تأسفبار جداسازی تاریخ آفریقای شمالی از بقیه این قاره دامن بزنند… اما بیرون راندن “نامتمدنها” از قلمرو تاریخ بخشی از جنبه سنت بسیار گسترده تاریخنگاری غرب بوده است. تاریخی که بر فعالیتهای اروپاییان تأکید میورزد و عامل آفریقایی را نادیده میگیرد؛ این تاریخ در بدترین حالت خود آفریقاییان را همچون وحشیانی نشان میداد که اراده و قوۀ تشخیص آنان ضعیف بود.
به طور ضمنی این مفهوم را القا میکرد که موجودات برتری از اروپا آمدند و کارهایی را که آفریقاییان نمیتوانستند انجام بدهند به گردن گرفتند. حتی در بهترین حالت، تاریخ استعماری برای آفریقاییان تنها نقشهای درجه دوم در صحنه تاریخ در نظر گرفته میشد.) (تاریخ عمومی آفریقا، جلد اول، ترجمه حسن انوشه و یحیی مدرسی، ص90)
تمدن آفریقایی
تمدن آفریقایی یکصد میلیون جمعیت داشت و از ابزار و ادوات آهنی استفاده میکردند و در امور کشاورزی مهارت داشتند. آنها دارای مراکز شهری بزرگی بودند و به دستاوردهای مهم و برجستهای در صنایع نساجی، سفالگری، مجسمه سازی نائل شده بودند. در دورانی که اروپاییان تازه در حال آغاز رشد برای تبدیل شدن به ملتی نوین شده بودند، آفریقاییان حکومتی باثبات و سازمان یافته داشتند.
یک گزارش هلندی در حوالی سال 1600 دربارۀ قلمرو پادشاهی (بنین) در غرب آفریقا میگفت: (وقتی به آن شهر وارد میشوید به نظر میرسد بسیار بزرگ است. به خیابان بزرگ پهناوری میرسید که سنگ فرش نشده و به نظر میرسد هفت یا هشت برابر عریضتر از خیابان “وارموس” در “آمستردام” باشد… خانهها در این شهر با نظم و ترتیب خوبی ساخته شدند و در یک ردیف در کنار هم قرار گرفتهاند درست مانند خانهها در هلند.)
ساکنان (گینه ساحلی) طبق گزارش یک مسافر اروپایی در 1680: (مردمانی بسیار متمدن و خوش برخورد هستند و به راحتی میتوان با آنها معامله کرد و آنچه را که اروپاییان نیاز دارند با ادب و متانت فراهم میآورند و کاملاً آمادهاند تا دو برابر هدایایی را که به ما آنها میدهیم به ما بدهند.)
(باسیل دیویدسون) در کتابش تحت عنوان (تجارت بردۀ آفریقایی)، قانون در (کنگو) در اوایل قرن 16 میلادی را با قانون در پرتغال و انگلستان مقایسه میکند. در انگلستان تا حوالی سال 1740 ممکن بود یک کودک را به خاطر دزدیدن تکه پارچهای به دار آویخته شود.
اما در (کنگو) هنوز زندگی با سنتهای قبیلهای و پیوندهای اجتماعی باقی مانده و اندیشۀ مالکیت خصوصی اندیشهای مهجور و غریبه بود و دزدی را با پرداخت جریمه یا مدت معینی کار اجباری مجازات میکردند. یک رهبر “کنگویی” که قوانین جزایر پرتغالی را برایش شرح داده بودند به شوخی از یک نفر پرتغالی پرسید: (در پرتغال مجازات کسی که پایش را روی زمین بگذارد چیست؟) (تاریخ آمریکا، هاوارد زین، ص43)

سرنوشت بردگان آفریقایی
بردگان آفریقایی در نواحی داخلی آفریقا اسیر شده بودند. در ساحل دریا فروخته و همراه با انبوه سیاه پوستانی از قبایل دیگر که اغلب به زبانهای مختلفی سخن میگفتند در سیاهچالها یا انبارهای کف کشتی روی هم ریخته میشدند. شرایط اسارت و فروش نشانههایی خورد کننده برای سیاه پوست آفریقایی بود. بیچارگی و تسلیم مطلق بودنشان در مقابل قدرت برتر به دلیل ترس از ظالمانه بودن سفید پوستان تا پیاده رویشان برای رسیدن به ساحل که گاه 1500 کیلومتر فاصله داشت در حالی که زنجیر به گردنشان بسته و به زور تازیانه و تفنگ به سوی مرگ قدم بر میداشتند.
از هر 5 نفر اسیر سیاه پوست دو نفرشان طی راه جان میسپردند. وقتی به ساحل میرسیدند در قفسهایی حبس میشدند تا وقتی انتخاب شوند و به فروش برسند. شخصی به نام (جان باربوت) در اواخر قرن هفدهم چنین قفسهایی را در ساحل طلا توصیف کرده است:
(وقتی بردهها از سرزمینهای داخلی به [ساحل] “فیدا” میرسند، آنان را در یک اتاقک یا زندان میاندازند… در نزدیکی ساحل و هنگامی که اروپاییان که قرار است آنان را تحویل بگیرند از راه میرسند، همۀ اسیران را به دشتی بزرگ میآورند که در آنجا پزشکان کشتی همۀ اعضای تک تک آنان را اعم از مرد و زن معاینه میکنند…
آنهایی که خوب و سالم شمرده میشوند را در یک طرف جمع میکنند… با ابزاری آهنی که در آتش سرخ شده روی سینۀ آنها را با مهر مخصوص شرکتهای فرانسوی و انگلیسی یا هلندی داغ میزنند و نشانه گذاری میکنند… سپس بردگان نشانه گذاری شده را به محل زندانهای سابقشان باز میگردانند و در آنجا منتظر میمانند تا کشتیها برای حمل کردنشان برسند که گاه ده تا پانزده روز طول میکشد…)
آنگاه انبوهی از آنان را در انبارهای کف کشتیهای ویژۀ حمل بردگان جای میدادند. در فضاهایی تقریباً به اندازۀ یک تابوت در انبار مرطوب و تاریک کف کشتی، در حالی که از بوی تعفن عرق بدن و ادرار و مدفوع خودشان رنج میبردند به یکدیگر زنجیر میشدند. اسناد و مدارکی از آن دوران این اوضاع و شرایط را توصیف میکنند:
(فاصلۀ میان طبقات انبار کشتی گاه فقط 50 سانتیمتر بود یعنی آن انسانهای بدبخت نمیتوانستند غَلت بزنند یا حتی به پهلو بخوابند زیرا ارتفاع کمتر از عرض شانههایشان بود. ضمناً معمولاً پاها و گردنشان را به کف انبار زنجیر میکنند. در چنین مکانی با چنین شرایطی حس بیچارگی و عذاب و تنگی نفس چنان شدید است که سیاه پوستان کارشان به جنون میکشد.
بسیاری از بردگان خود را از عرشۀ کشتی به دریا میانداختند و ترجیح میدادند در آب غرق شوند اما دیگر آن رنج و عذابها را تحمل نکنند. به گفتۀ یک شاهد عینی، کف انبار محل نگهداری بردگان (چنان از خون و ترشحات بدن آنها پوشیده بود که مانند کشتارگاه قصابخانه به نظر میرسید.) (تاریخ آمریکا، هاوارد زین، ص45)
تحت این شرایط معمولاً از هر 3 سیاه پوست یک نفر جان میدادند. اما سودهای کلان (اغلب دو برابر سرمایهای که هزینه میشد) هزینه تلفات برای تاجر برده را جبران میکرد و بنابراین باز هم سیاه پوستان در انبارهای کشتی مانند ماهیها روی هم انباشته میشدند. و این کشتارها تا چند سَده ادامه داشت.
نژاد پرستی
بحث دیگری در این مورد مسئلۀ نژادپرستی در بین افراد و تمایز افراد سیاه و سفید و رنگین پوست و سفیدپوست است. حال آنکه همین سفید پوستان باعث آوارگی مردمان دیگر کشورها از خانه و کاشانۀ خود شدند اما رفتار تحقیرآمیز همراه تبعیض جنسیتی و … سفیدپوستان نسبت به سایر مردم با نژادهای مختلف تا به الان بر هیچکس پوشیده نیست. برای مثال فهرست کارگران در مزارع آمریکایی در گذشته نشان میدهد که نام سیاه پوستان در فهرستی جداگانه نوشته میشد.
قانونی که در سال 1639 میلادی در آمریکا به تصویب رسید مقرر میداشت که ( همۀ افراد غیر سیاهها) باید اسلحه و مهمات تهیه کنند. هنگامی که در سال 1640 سه خدمتکار اقدام به فرار کردند دو خدمتکار سفیدپوست با طولانیتر شدن تعهد خدمتشان مجازات شدند اما حکم دادگاه برای سومی که سیاه پوست بود به نام (جان پونچ) باید تا آخر عمرش برای اربابش یا هرکسی که او بگوید کار کند.
همچنین در همان سال از پروندۀ یک زن خدمتکار سیاه پوست خبر داریم که فرزندی از یک سفیدپوست به نام (رابرت سوئیت) به دنیا آورد دادگاه حکم کرد که (زن سیاه پوست باید در جایگاه مخصوص بسته شود و تازیانه بخورد و (رابرت سوئیت) هم باید فردا قبل از ظهر در کلیسای (جیمز تاون) در انظار عمومی از این گناه خود استغفار کند…)
برخوردهای نابرابر و تبعیض آمیز همراه تحقیر و سرکوب در احساس و عمل “نژاد پرستی” را بوجود آورد. در اینجا اشاره کنیم که حتی قبل از سال 1600 میلادی در انگلستان طبق فرهنگ لغات انگلیسی “آکسفورد” (سیاه) یعنی:
(عمیقاً آلوده به کثافت، گل آلود، کثیف، فاسد، گندیده. دارای اهداف تاریک و مرگبار و شریرانه؛ وابسته یا در برگیرنده مرگ، مرگ آور؛ زیانبار، شوم وشیطانی. زشت، ظالمانه و شرارت آمیز و شدیداً رذیلانه. نشانۀ رسوایی و نکوهش و سزاوار مجازات…)
تا دهههای متمادی پس از انقلابهای آمریکا و فرانسه بردهداری همچنان تداوم داشت. ممنوعیت بردهداری کلاسیک به طور جدی تنها در اواخر سدۀ نوزدهم اتفاق افتاد. به طوری که بردهداری پنهان و جنسی در سدۀ بیست و یک ادامه دارد.
بردگان سیاه در ابتدا مقاومت میکردند اما نهایتاً مقاومت آنها از میان برداشته شد. آنها تحت سختترین شرایط تحت زجر و درد و مُثله شدن و مرگ در تمام مدت چند سَده به بردگی کشیده شدنشان سعی کردن به مبارزۀ خود ادامه بدهند. اما به ندرت موفق میشدند. در بسیاری موارد برای اینکه نشان دهند حاضر به تسلیم نیستند فرار میکردند اما باز گرفتار سفید پوستان نژادپرست میشدند.
اما در این میان نه تنها ثروتهای مادی و نیروی انسانی قارۀ آفریقا به تاراج رفت، بلکه ساکنین این قاره به جوامع ناموزون و فاقد ساختار متعادل جمعیتی و فرهنگی و بیگانه با میراث تاریخی خویش بدل شدند به این ترتیب ساختهای سیاسی و اجتماعی آنان نیز منهدم و نابود شد. فاجعهای بزرگتر از کشتار و اسارت انسانی و غارت ثروتهای مادی است، زیرا امکان نوزایی و شکوفایی قاره آفریقا برای دورانی طولانی و نامشخص از بین میان برد.
شبکهای پیچیده از رشتههای تاریخی برای گرفتار شدن سیاهان در دام بردگی در آمریکا قابل مشاهده است. نیاز شدید و اضطرار مستعمره نشینان گرسنه، بیچارگی و درماندگی خاص سیاهانی که از زادگاه خود جدا میشدند، انگیزه و محرک نیرومند سودهای کلان برای تاجر برده و مزرعه دار، وسوسۀ وضعیت برتر و مافوق بودن برای سفید پوستان فقیر، مراقبتهای دقیق برای جلوگیری از فرار بردگان. نکته اصلی این است عناصر اصلی این شبکه تاریخی هستند و نه (طبیعی). یعنی میتوان گفت بر اساس زور استعمارگران دچار این فرآیند فاجعه آمیز شدند.
نتیجهگیری | تجارت برده و سرنوشت بردگان آفریقایی
ستمها و ویرانگریهای امپریالیزم جنایت پیشۀ آمریکا و اروپا این دزدان دریایی همیشگی تاریخ با مردم ساده و مظلوم آفریقا تا به الان ادامه داشته است. سردمداران حکومتهای استعماری که خود تا بُن دندان غرق در هرگونه فساد و تباهیاند، این مردم ستمدیده و بی پناه را به بردگی میکشاندند تا از فروش آنان پولهای کلان برای خود فراهم آوردند و فساد و تباهی خود را گسترش دهند. و در نهایت خود را در جوامع بین الملل به عنوان خاندان تمدن مدرن و پست مدرن نمایش دهند.
اما پشت این تجملات بین المللی روی خونهایی قدم گذاشتند و میگذارند و پایمال میکنند که هزاران انسان بیگناه را برای مقاصد اقتصادی و سیاسی خود نابود کرده و نسل کشیهای عظیمی بوجود آوردهاند. مساله “خون” و “نژاد” برای استعمارگران تنها در حیطه جوامع سردمدارای خودشان میگنجد تا جایی که خون هیچ نژاد از هیچ ملیتی برایشان نه تنها حائز اهمیت نیست بلکه از آن به عنوان پُلی برای رسیدن به مقاصد شوم خود استفاده میکنند.
برای مطالعۀ بیشتر: نابودی و سقوط تدریجی اسرائیل | تا ۲۵ سال دیگر در منطقه وجود نخواهید داشت!
برای مطالعۀ بیشتر: سیاستهای غاصبانه رژیم جعلی | سرزمین مادری!
دیدگاهتان را بنویسید