بیطرفی در ادعا اما تبعیض به نفع دشمن | بررسی بیعدالتی نهادهای بینالمللی به نفع قدرتهای بزرگ و مستکبر
این مقاله با تمرکز بر الگوی بیعدالتی نهادهای بینالمللی نشان میدهد چگونه همین نهادها با اعمال معیارهای نابرابر، میدان را برای سلطهطلبی دشمن فراهم میسازند و چرا شناخت این چرخه، شرط نخست برای درک واقعیتهای نظام بینالملل است. وقتی نقشه قدرت جهانی را از زاویه دید عملکرد نهادهای بینالمللی بررسی میکنیم، تصویر روشنی از دشمن پدیدار میشود؛ دشمنی که در سازوکارهایی ظاهر میشود که باید حافظ عدالت باشند. آنچه امروز زیر عنوان نظم جهانی معرفی میشود، در عمل شبکهای از تصمیمها و رفتارهاست که به سود قدرتهای مسلط عمل میکند و برای کشورهای مستقل، محدودیت، فشار و مجازات به همراه میآورد.
نویسنده: محمد خلیلی
فهرست مطالب
Toggleریشههای ساختاری عدم بیطرفی
ابتدا باید بررسی کرد که این نهادها چگونه پا به عرصه وجود گذاشتند. پس از پایان جنگ جهانی دوم در سال 1945، سازمان ملل متحد با تدوین منشور لندن و با هدف حفظ صلح جهانی تأسیس شد. شورای امنیت با 5 عضو دائم (ایالات متحده، شوروی سابق/روسیه، چین، بریتانیا و فرانسه) و مجهز به حق وتو طراحی گردید؛ ایدهای که در ظاهر برای جلوگیری از وقوع جنگهای بزرگ شکل گرفت.
به عنوان نمونه، ایالات متحده تا سال 2023، از حق وتوی خود 88 بار استفاده کرده است که بخش عمده آن در راستای حمایت از اسرائیل (نظیر وتوی قطعنامه آتشبس غزه در سال 2023) بوده است. حال تصور کنید یک کشور فاقد قدرت هژمونیک مانند ایران بخواهد از چنین قدرتی برخوردار باشد؛ این امر عملاً غیرممکن است. این سیستم که قرار بود توازن قوا ایجاد کند، در عمل به نفع برندگان جنگ عمل میکند. در ادامه بررسی می کنیم که این ساختار چگونه به رفتارهای ناعادلانه منجر شده است.
تعریف بیطرفی و عدالت در اسناد بینالمللی
اکنون که نگاهی به تاریخچه انداختیم، بررسی اصول بنیادین این نهادها ضروری است. ماده 2 منشور سازمان ملل متحد، بر اصل بیطرفی، برابری حاکمیتی تمامی کشورها و عدم مداخله تأکید دارد. اساسنامه آژانس بینالمللی انرژی اتمی (مصوب 1957) نیز «استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای» را بدون هیچگونه تبعیضی تضمین میکند. اما واقعیت میدانی چیست؟ گزارشهای مؤسسه سیپری (SIPRI) نشان میدهد که 70 % از قطعنامههای شورای امنیت علیه کشورهای ضعیفتر نظیر عراق (در سال 1991) یا سوریه (در سال 2011) صادر شده است، در حالی که تجاوزات نظامی قدرتهای بزرگ نادیده گرفته میشود.
یک مثال روشن: ایالات متحده در سال 2003 بدون مجوز شورای امنیت به عراق حمله کرد و با هیچ پیامدی مواجه نشد، اما تحریمهای فلجکننده علیه ایران سالهای متمادی است که ادامه دارد. این تناقض را میتوان با مثالی ملموستر دریافت: این رویه مشابه داوری در مسابقهای است که تیم قدرتمند تحت هیچ شرایطی کارت زرد دریافت نمیکند، اما بازیکنان تیم ضعیف با کوچکترین خطایی اخراج میشوند.
سازمان ملل متحد و شورای امنیت | قلعه قدرتهای دارای حق وتو
شورای امنیت، نهادی است که وتوها در آن، قوانین را دیکته میکنند. اینجا با اتکا به مثالهای واقعی و آمارهای مستند، رویههای ناعادلانه را ارزیابی میکنم؛ از وتوهای مکرر ایالات متحده تا سکوت معنادار در قبال بحرانهای خاورمیانه.
وتوی سیستماتیک آمریکا و متحدان در برابر ضعیفان
ابتدا باید دانست که وتو ابزاری در دست اعضای دائم شورای امنیت است که به آنها اجازه میدهد تا تصویب هر قطعنامهای را متوقف سازند. از سال 1946 تا 2023، شورای امنیت شاهد ثبت بیش از 300 وتو بوده است. ایالات متحده با 83 وتو (تا سال 2023) پیشتاز است که بخش اعظم آنها در مقابله با قطعنامههای انتقادی علیه اسرائیل اعمال شدهاند. به عنوان مثال، در دسامبر 2023، ایالات متحده قطعنامه آتشبس غزه را در حمایت از جانیان اسرائیلی و دشمنی با مظلومان غزه (علیرغم 10 رأی موافق و در حالی که طبق گزارش وزارت بهداشت غزه، 30 هزار غیرنظامی جان باخته بودند) وتو کرد.
حال این وضعیت را مقایسه کنید: پس از حمله روسیه به اوکراین در سال 2022 که با هزاران کشته همراه بود، بلافاصله 10 قطعنامه علیه این کشور به تصویب رسید. کشورهای فاقد این قدرت، نظیر ایران، هیچ حق وتویی ندارند؛ به طوری که تحریمهای سال 2010 علیه برنامه هستهای این کشور بدون هیچ مانعی اعمال شد. آمارهای سازمان ملل تأیید میکنند که 90 % از وتوهای ایالات متحده در راستای حمایت از اسرائیل بوده است.
دوگانگی در بحرانهای خاورمیانه
با شناخت کارکرد وتو، به سراغ بحرانهای میدانی میرویم. جنگ علیه مردم ستمدیده یمن با سردمداری عربستان سعودی (متحد آمریکا) بیش از 377 هزار کشته به همراه داشته است (بر اساس گزارش مشترک سازمان ملل در سال 2020) که شامل بمباران مکرر بیمارستانها میشود. شورای امنیت قطعنامه 2216 را تصویب کرد، اما در آن تنها حوثیها محکوم شدند و هیچ اشارهای به نقش عربستان نشد.
در نقطه مقابل، حمله روسیه به اوکراین (2022) با صدور دو قطعنامه فوری (شمارههای 2623 و 2625) و ارجاع پرونده به دیوان کیفری بینالمللی مواجه گردید. مثال دیگر، کشور سوریه است؛ جایی که ایالات متحده بالغ بر 2000 حمله هوایی را بدون مجوز شورای امنیت (طی سالهای 2014 تا 2019) انجام داد، اما قطعنامههای متعددی تنها علیه دولت اسد صادر شد. گزارشهای دیدهبان حقوق بشر (HRW) نشان میدهد که 85 % از تحریمهای شورای امنیت متوجه کشورهای غیرغربی است.
شورای حقوق بشر ابزار فشار بر ضعیفان
گام بعدی، بررسی عملکرد شورای حقوق بشر (UNHRC) است؛ نهادی که رسالت دفاع از مظلومان را بر عهده دارد. از سال 2006 تا 2023، 80 % از گزارشهای ویژه این شورا علیه کشورهای در حال توسعه نظیر ایران (با 45 مورد) و سوریه (با 30 مورد) صادر شده است. به عنوان نمونه، میتوان به صدور قطعنامه در سال 2022 علیه ایران اشاره کرد، در حالی که در قبال کشته شدن هزاران کودک در غزه، سکوت اختیار شد.
اسرائیل با اتکا به آرای کشورهای غربی، از 105 قطعنامه انتقادی نجات یافته است. در مقایسهای دیگر، گزارش علیه میانمار (در بحران روهینگیا) به سرعت منتشر شد، اما شهرکسازیهای اسرائیل در کرانه باختری (که طبق قطعنامه 2334 مصوب 2016 غیرقانونی است) نادیده گرفته شد. بر اساس آمارهای دفتر کمیساریای عالی حقوق بشر (OHCHR)، تنها 2 % از گزارشهای انتقادی به بررسی عملکرد قدرتهای غربی اختصاص یافته است.
تبعیض در کمکرسانی شاخههای بشردوستانه (یونیسف، UNHCR)
تا اینجا، فشارهای سیاسی مورد ارزیابی قرار گرفت؛ اکنون نحوه توزیع کمکهای بشردوستانه را بررسی میکنیم. در سال 2022، یونیسف بالغ بر 80 % از بودجه اضطراری خود (معادل 4 میلیارد دلار) را به بحران اوکراین اختصاص داد، در حالی که یمن با داشتن 21 میلیون نیازمند، تنها 5 % از این بودجه را دریافت کرد (بر اساس گزارش رسمی یونیسف). کمیساریای عالی پناهندگان (UNHCR) نیز رویکردی مشابه داشت: 2.5 میلیون پناهجوی اوکراینی به فوریت اسکان داده شدند، اما 6 میلیون آواره سوری سالها در کمپهای موقت باقی ماندند.
به عنوان یک مثال ملموس، اوکراین در همان ماه نخست جنگ، 100 هزار تن کمک دریافت کرد؛ حال آنکه یمن در طول 8 سال جنگ، با کمبود شدید دارو مواجه بود (طبق گزارش سازمان جهانی بهداشت). کشورهای اهداکننده غربی (که آمریکا به تنهایی تأمینکننده 40 % از بودجه است) تأثیر مستقیمی بر این روند دارند. برای نمونه، در سال 2023 کمکهای بشردوستانه به غزه تحت عنوان تأمین امنیت اسرائیل مسدود شد.
آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) | استانداردهای دوگانه هستهای
ابتدا تاریخچه این نهاد را مرور میکنیم. IAEA در سال 1957 با پیشنهاد دوایت آیزنهاور (رئیسجمهور وقت آمریکا) و به عنوان بخشی از دکترین «اتم برای صلح» تأسیس شد. هدف اعلامشده، نظارت بر استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای بود. هیئت مدیره آژانس دارای 35 عضو است، اما مدیرکل آن همواره شخصیتی همسو با غرب بوده است؛ نظیر یوکیا آمانو (ژاپنی، 2009-2019) و رافائل گروسی (آرژانتینی، از 2019 تا کنون) که سابقه همکاری نزدیک با دولتهای غربی را دارند.
آمارها حاکی از آن است که 90 % از بازرسیهای آژانس در سال 2022، در کشورهای فاقد سلاح هستهای نظیر ایران انجام شده است (بر اساس گزارش سالانه IAEA). در مقابل، قدرتهای دارای تسلیحات هستهای مانند ایالات متحده (با 5880 کلاهک بر اساس گزارش 2023 سیپری) یا فرانسه، تنها گزارشهای خوداظهاری ارائه میدهند.
پرونده ایران در برابر اسرائیل
نمونه عملی این دوگانگی را میتوان در بررسی پرونده دو کشور مشاهده کرد. ایران از سال 1970 عضو معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) است و غنیسازی را حق قانونی خود (بر اساس ماده 4) میداند. آژانس از سال 2003 تاکنون 25 گزارش درباره ایران منتشر کرده است (نظیر گزارش نوامبر 2023 پیرامون کشف ذرات اورانیوم در مکانهای اعلامنشده)، اما طبق تحلیل کارشناسان دانشگاه MIT، هیچ انحراف نظامی اثبات نشده است.
در مقابل، اسرائیل که خارج از چارچوب NPT قرار دارد، دارای 90 کلاهک هستهای است (تخمین FAS در سال 2023، و تأیید موردی مردخای وانونو در سال 1986)؛ با این حال، آژانس تاکنون هیچ گزارشی در این خصوص منتشر نکرده و خواستار بازرسی نشده است.
پس از خروج آمریکا از برجام در سال 2018 و ارتقای سطح غنیسازی ایران به 60 %، آژانس فوراً این اقدام را محکوم کرد؛ اما رآکتور دیمونای اسرائیل از سال 1960 بدون هیچگونه نظارتی در حال فعالیت است. آمارها نشان میدهد که از سال 2006 آژانس 13 قطعنامه علیه ایران صادر کرده اما هیچ قطعنامهای علیه اسرائیل صادر نشده است و این، دشمنی آشکار نهادهای به ظاهر بیطرف بین المللی علیه ایران را نشان می دهد.
کره شمالی و سوریه در برابر هند و پاکستان
در گام بعدی، برنامههای هستهای خارج از چارچوب معاهده را مقایسه میکنیم. کره شمالی در سال 2003 از NPT خارج شد و به توسعه تسلیحات خود پرداخت (با برآورد 30 کلاهک طبق آمار 2023 سیپری). آژانس از سال 1993 تاکنون 15 قطعنامه علیه این کشور صادر کرده و شورای امنیت نیز تحریمهای شدیدی (نظیر قطعنامه 2371 در سال 2017) وضع نموده است. در سوریه نیز، سایت العباده در سال 2007 بمباران شد.
در سوی دیگر، قدرتهای متحد غرب قرار دارند: هند (با 160 کلاهک، خارج از NPT) در سال 2008 به توافق هستهای با ایالات متحده دست یافت که مورد تأیید آژانس نیز قرار گرفت و هیچ تحریمی علیه آن اعمال نشد. پاکستان (با 170 کلاهک هستهای) نیز همکاریهای گستردهای با چین دارد و آژانس در قبال آن سکوت کرده است. آمار رسمی خود آژانس در سال 2022 نشان میدهد که 80 % از اقدامات نظارتی و تنبیهی آن، متوجه کشورهای غیرهمسو با بلوک غرب بوده است.
نفوذ سیاسی در گزارشها
اکنون به بررسی جهتگیریهای سیاسی در تدوین گزارشها میپردازیم. رافائل گروسی، مدیرکل آژانس، در گزارش فوریه 2023 خود و بر اساس دادههای ارائهشده توسط موساد (که طبق نظر کارشناسان «انجمن کنترل تسلیحات» به طور مستقل تأیید نشده بودند)، ایران را به «عدم شفافیت» متهم ساخت. این در حالی است که برنامههای تسلیحاتی فرانسه (با 290 کلاهک) یا بریتانیا (با 225 کلاهک) به صورت سالانه و بدون کوچکترین پرسشی تأیید میشوند.
یک مثال کلیدی دیگر: پس از وقوع انفجار سایبری در تأسیسات نطنز در سال 2021 ، آژانس به جای محکوم کردن عامل حمله، ایران را مقصر جلوه داد. آرشیو آژانس نشان میدهد که از سال 2010 تاکنون، 95 % از گزارشهای منفی علیه تنها سه کشور (ایران، سوریه و کره شمالی) منتشر شده است. این سیاسیکاری، الگوی دوگانه نهادهای بینالمللی را تثبیت میکند: حمایت بیدریغ از قدرتها و تحریم کشورهای مستقل.
مثالهای موردی و الگوهای تکراری در سایر شاخهها
ابتدا به بررسی پرونده عراق میپردازیم. در سال 1991، شورای امنیت پس از حمله عراق به کویت، قطعنامه 687 را تصویب و عراق را تحت شدیدترین تحریمها قرار داد؛ اما در سال 2003، ایالات متحده بدون هیچ مجوزی از شورای امنیت و با ادعای واهی «داشتن سلاحهای کشتار جمعی» (که بعدها توسط گزارش رسمی سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا در سال 2004 رد شد)، به عراق حمله کرد. در این واقعه، سازمان ملل سکوت اختیار کرد و هیچ تحریمی علیه کشور مهاجم وضع نشد.
در وضعیت لیبی نیز الگوی مشابهی دیده میشود: دولت وقت در سال 2003 برنامه هستهای خود را به آژانس تسلیم کرد و تحریمها برداشته شد؛ با این حال، ناتو در سال 2011 با استناد به قطعنامه 1973 (با هدف اعلامی «حفاظت از غیرنظامیان») این کشور را بمباران کرد که در عمل، بر اساس گزارشهای حقوق بشری، منجر به کشته شدن دهها هزار نفر شد. مقایسه این دو پرونده نشان میدهد کشورهای فاقد قدرت بازدارنده تحت شدیدترین فشارها قرار میگیرند، در حالی که قدرتهای دارای حق وتو از هرگونه پاسخگویی مصون هستند.
نادیدهگرفتن آشکار نقض حقوق بینالملل توسط رزیم صهیونیستی در فلسطین و غزه
در خاورمیانه، فلسطین با اشغال توسط صهیونیستها از سال 1948 درگیر بحران است. شورای امنیت تاکنون شاهد ثبت بیش از 61 وتو از سوی ایالات متحده علیه قطعنامههای مرتبط با حقوق فلسطینیان بوده است. در بحران غزه، علیرغم گزارشهای نهادهای سازمان ملل متحد مبنی بر قتل عام دهها هزار نفر غیرنظامی توسط اسرائیل (از جمله 16 هزار و 500 کودک)، تلاشها برای ارجاع پرونده به دیوان کیفری بینالمللی یا برقراری آتشبس الزامآور، با وتوی مکرر مواجه شد.
دیوان بینالمللی دادگستری (ICJ) در ژانویه 2024 «خطر نقض کنوانسیون نسلکشی» را تشخیص داد، اما در غیاب ضمانت اجرایی شورای امنیت، اقدام عملی مؤثری صورت نپذیرفت. این در حالی است که در بحران اوکراین (2022)، واکنش نهادهای بینالمللی بلافاصله و با اعمال تحریمهای گسترده همراه بود. آمارها نشان میدهد بخش عمدهای از قطعنامههای مجمع عمومی علیه شهرکسازیهای غیرقانونی رزیم صهیونیستی (نظیر قطعنامه 2334) به دلیل فقدان اراده اجرایی در شورای امنیت، مسکوت ماندهاند.
سازمان تجارت جهانی (WTO) تجارت ناعادلانه و تحریمهای یکطرفه
سازمان تجارت جهانی که از سال 1995 با 164 عضو برای تسهیل تجارت آزاد تأسیس شد، در عمل متأثر از نفوذ اقتصادهای بزرگ است. ایالات متحده در دهها دعوی حقوقی از اهرمهای خود استفاده کرده و در مواردی نظیر وضع تعرفههای 25 % بر فولاد چین در سال 2018، قواعد تجارت آزاد را به چالش کشیده است.
از سوی دیگر، اعمال تحریمهای ثانویه و یکجانبه علیه کشورهایی نظیر ایران (که صادرات نفت آن را به شدت کاهش داد) یا ونزوئلا، خارج از چارچوبهای مصوب سازمان ملل و بدون امکان دادرسی مؤثر در WTO صورت میگیرد. علاوه بر این، از سال 2017 با مسدود شدن روند انتصاب قضات نهاد استیناف سازمان تجارت جهانی توسط ایالات متحده، سیستم داوری این سازمان عملاً فلج شده است.
دیوان کیفری بینالمللی (ICC) عدالت گزینشی
دیوان کیفری بینالمللی که در سال 2002 با اساسنامه رم تأسیس شد، هماکنون 124 عضو دارد؛ اما قدرتهای بزرگ عضو آن نیستند و صلاحیت آن را نمیپذیرند. بررسی عملکرد دیوان نشان میدهد که بیش از 90 % از پروندههای مطروحه و 100 % از احکام محکومیت صادرشده، مربوط به کشورهای آفریقایی یا آسیایی بوده است. تهدید به تحریم قضات دیوان توسط ایالات متحده (در صورت پیگیری پروندههای مرتبط با نیروهای آمریکایی در افغانستان یا مقامات اسرائیلی) نشاندهنده چالش جدی اصل «عدم مصونیت» (ماده 27 اساسنامه رم) در برابر قدرتهای هژمونیک است.
نقد ساختاری سازمان ملل | ریشههای ناعادلانه بودن
بعد از بررسی شواهد و مثالهای موردی متعدد، اکنون به بررسی ریشههای ساختاری این عدم بیطرفی میپردازیم. سازمان ملل متحد در سال 1945 بر پایهی شورای امنیت (متشکل از 5 عضو دائم با حق وتو) بنا نهاده شد. این ساختار گامبهگام مورد تحلیل قرار میگیرد:
ریشه اول: حق وتوی دائمی و فلجسازی سیستماتیک
اعطای حق وتو (ماده 27 منشور) به 5 کشور، مانع از تصویب هرگونه قطعنامه الزامآور علیه منافع این کشورها یا متحدانشان میشود. از میان 193 کشور عضو سازمان ملل، سیستم تصمیمگیری نهایی تنها در انحصار این اقلیت است. هیچ سازوکار اصلاحی مؤثری نیز وجود ندارد، زیرا طبق ماده 108 منشور، هرگونه اصلاحیه نیازمند رأی مثبت و عدم وتوی همین ۵ عضو دائم است.
ریشه دوم: بودجه و نفوذ مالی
بیش از 80 % از بودجههای منظم و نهادهای تخصصی سازمان ملل توسط اقتصادهای بزرگ (نظیر کشورهای گروه G7) تأمین میشود. این وابستگی مالی عمیق، امکان اعمال فشار برای قطع بودجه نهادهای خاص (مانند قطع کمکها به آنروا یا یونسکو در مقاطع مختلف) را فراهم میآورد و استقلال عمل این نهادها را مخدوش میسازد.
ریشه سوم: عدم نمایندگی واقعی جنوب جهانی
قاره آفریقا با 54 کشور، هیچ کرسی دائمی در شورای امنیت ندارد. کشورهای نوظهور نظیر هند و برزیل نیز علیرغم دارا بودن جمعیت و اقتصاد وسیع، از حق وتو و عضویت دائم محروم هستند. این توزیع نامتوازن قدرت، منعکسکننده واقعیات ژئوپلیتیک سال 1945 است، نه جهان امروز.
پیامدها و چشمانداز گذار به نظم چندقطبی
تداوم استانداردهای دوگانه و استفاده ابزاری از نهادهای بینالمللی، پیامدهای مخربی برای صلح و امنیت جهانی به همراه داشته است. مهمترین این پیامدها، زوال مشروعیت نهادهایی نظیر سازمان ملل متحد و آژانس بینالمللی انرژی اتمی نزد افکار عمومی و کشورهای در حال توسعه است. هنگامی که حقوق بینالملل تنها علیه کشورهای ضعیفتر اعمال شود، اصل بازدارندگی قانونی جای خود را به رقابت تسلیحاتی میدهد.
در واکنش به این ساختار ناعادلانه، کشورهای جنوب جهانی در حال ایجاد سازوکارهای جایگزین هستند. گسترش ائتلافهایی نظیر بریکس (BRICS) و سازمان همکاری شانگهای (SCO)، تلاشهایی برای ایجاد نهادهای مالی و سیاسی مستقل از نفوذ غرب محسوب میشوند. گذار از جهان تکقطبی به یک نظام چندقطبی، تقاضا برای بازنگری اساسی در منشور ملل متحد و دموکراتیزه کردن روند تصمیمگیری در شورای امنیت را به یک ضرورت تاریخی تبدیل کرده است.
سخن پایانی
بررسی دقیق عملکرد نهادهای بینالمللی از سال 1945 تاکنون اثبات میکند که سیستم کنونی حاکم بر سازمان ملل، آژانس بینالمللی انرژی اتمی، و نهادهای حقوقی و تجاری وابسته به آنها، بر اساس اصل برابری حاکمیتها عمل نمیکند؛ بلکه ساختاری است که برای حفظ منافع و مصونیت حقوقی قدرتهای پیروز جنگ جهانی دوم طراحی شده است. از وتوهای مکرر شورای امنیت که مانع از توقف بحرانهای انسانی میشود، تا رویکردهای کاملاً سیاسی در پروندههای هستهای و حقوق بشری، همگی نشان از یک الگوی سیستماتیک و دوگانه دارند.
عدالت بینالمللی تا زمانی که تحت سیطره حق وتو و اهرمهای مالی قدرتهای هژمونیک باشد، به جایگاهی واقعی دست نخواهد یافت. برای تحقق صلحی پایدار، جامعه جهانی نیازمند اصلاحات بنیادین در ساختار سازمان ملل، لغو امتیازات ناعادلانه نظیر حق وتو، و ایجاد نهادهایی است که قانون را بدون در نظر گرفتن قدرت نظامی و اقتصادی کشورها، به طور یکسان بر همه اعمال کنند. در غیر این صورت، قانون بینالملل، تنها ابزاری در دست قدرتمندان برای مدیریت و مهار ضعیفان باقی خواهد ماند.
منابع برای مطالعه بیشتر
۱.حق وتو در شورای امنیت سازمان ملل متحد
https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AD%D9%82
۲. بریکس
https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A8%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%B3
۳.سازمان همکاری شانگهای
دیدگاهتان را بنویسید